ارتباط بهنوش بختیاری و عزت الله انتظامی با سیاست؟

به نام او جل جلاله


مقدمه
: واقعا ارتباط برخی از افراد با سیاست را نمی فهمم! علیرغم تمام احترامی که برایشان قائلم!
یادداشت حضرت آقای شفیعیان در این رابطه را بسیار مهم و تامل برانگیز می دانم.
امیدوار هستم بزودی بتوانم به نگاهی و ایده ای در این رابطه دست یابم. ازین رو، این یادداشت را در موضوع سگالش هم آرشیو می نمایم که بر این مقدمه، تاکید لازم و کافی را داشته باشم.
یادداشت ذیل علاوه بر نکته ی فوق، نگاهی کاملا منصفانه را به خواننده نمایش می دهد که ازین جهت نیز، حائز اهمیت است….


علی اصغر شفیعیان، مدیر مسوول انصاف نیوز: شاید نامه ی سیاسی عزت الله انتظامی، استاد بازیگری سینما به آقای روحانی را دیده اید و اگر ندیده اید در زیر همین یادداشت آمده است.

اگر من و شمای خواننده در جریان سیاسی همسویی هستیم، تمایل داریم که هر چه زودتر حصر برچیده شود؛ اما حرف این یادداشت موضوعی دیگر است.

یک بار برای همیشه تکلیف خودمان را باید مشخص کنیم با میزان اهمیت دادن به نقش بازیگر و فوتبالیست و امثالهم در سیاست.

علی پروین از کاندیداهای ریاست جمهوری ۷۶ حمایت می کرد، هنوز هم در انتخابات ها به عنوان حامی با این و آن کاندیدا عکس می گیرد! حتی در همین انتخابات کسانی او را به ستادهایشان برده اند، عکس های آن را شاید دیده اید.

یا کاندیدای محترمه ی جوانی که در انتخابات اخیر در تهران با افشین پیروانی مربی فوتبال عکس گرفته و در تبلیغات او نوشتند که پیروانی گفته به این کاندیدا رای بدهید که مجلس گلستان می شود!

حمید سوریان قهرمان کشتی را که یادتان هست، مدالش را به احمدی نژاد داده بود، بعد که دوره ی احمدی نژاد به سر آمد و روحانی انتخاب شد، مدعی فشار شد! لابد قابل اثبات هم نیست که کدام واقعی بوده است.

استاد انتظامی هم بازیگر است، پیشکسوت بازیگری است، محترم است، هنرمند است، بالای سر است، اما اگر نامه های سیاسی ایشان را جدی بگیریم به مشروعیت اظهارنظرهای مشابه مهر تایید زده ایم، چه اظهارنظر بهنوش بختیاری بازیگر فیلم دلقک ها که توافق هسته ای را با عهدنامه ی ننگین ترکمنچای مقایسه کرد! یا همین استاد گرامی در آن سالها برای حل مساله ی بنیاد خود با مشایی عکس گرفت و بعد البته توضیحی منتشر کرد.

تکلیف را اگر مشخص نکنیم، فردایی هم هست و این همه ی سوپراستارهای حوزه های غیرسیاسی از جمله بازیگرانی که می توانند در سیاست نقش بازی کنند.

من برای چنین «ابراز دغدغه»هایی اصالت یا اهمیتی قائل نمی شوم؛ علاقه ی سحرقریشی به احمدی نژاد جلوی چشم هایمان باشد!

یک نکته را هم لازم می دانم درباره ی محتوای نامه ای که به نام استاد انتظامی منتشر شده بگویم:

این نامه بعد از آن نوشته شده که پس از چند سال حصر خانگی بسیار محدودکننده، در آخر بهمن ماه برای اولین بار جمعی از خانواده با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به بهانه ی عقد دخترشان ملاقات داشته اند. این اتفاق حق هم بوده که البته بوده، اما نشانه ی تغییری است.

تاکید نامه بر این که وقت حل مسایل داخلی – از جمله مساله ی حصر – است، درست پس از اعلام برنامه ی رییس جمهور برای اجرای «برجام دو» یا همان «برجام داخلی»؛ بی موقع یا استفاده از فرصت تلقی نمی شود؟

 

متن نامه ی عزت الله انتظامی به رییس‌جمهور

به نام پروردگار متعال
جناب آقای دکتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور محترم
با عرض سلام و ادب و احترام

چگونه می‌توان دل در گرو سربلندی میهن داشت و از لاینحل ماندن پاره‌ای مشکلات بیمناک نبود؟ و آنچه این نگرانی را افزون می‌کند، تداوم آنها و بی‌تفاوتی در قبال آنها است. از همین رو برآن شدم تا دست به قلم برم و دغدغه این روزهایم را بیان کنم. چون همواره بیم آن داشته‌ام که سر بر زمین بگذارم و چشم از جهان ببندم و این مشکل لاینحل باقی مانده باشد.
جناب آقای رئیس‌جمهور، شما با به سرانجام رساندن یکی از وعده‌های انتخاباتی‌تان، توانستید سایه شوم تحریم‌ها را از طریق مذاکره و گفتگو از سر ملت بردارید. آیا وقت آن نرسیده است تا به دیگر وعده انتخاباتی‌تان، یعنی برداشته شدن حصر از سه بزرگوار – سرکار خانم زهرا رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی – عمل کنید؟ بزرگ‌ترین دست‌آورد این عمل، یقینا بیشتر شدن اعتماد و اتحاد ملی است. که قطعا شما بیش از هر شهروند دیگری از این دست‌آورد خرسند خواهید شد. پس چرا در انجام این وعده تعلل می‌کنید؟ چگونه می‌توان با قدرت های بزرگ جهان بر سر کسب منافع ملی بر سر یک میز نشست و چانه زد و بالاخره به نتیجه هم رسید، اما نمی‌توان با مسوولان کشور بر سر منافع ملی مذاکره کرد؟ مگر می‌شود مساله‌ای با این اهمیت همچنان لاینحل باقی بماند؟ شما بیش از دو سال بی‌وقفه با همتی ستودنی پیگیر حل مساله تحریم‌ها بوده‌اید. حال همتی کنید و مساله مهم داخلی را هم با همین شیوه حل کنید. کدام مسوول مملکتی است که خواهان لاینحل باقی ماندن مسایل باشد؟ مگر می‌شود مساله‌ای با این اهمیت را نادیده گرفت و خواهان همبستگی ملی هم شد؟ نادیده گرفتن حقایق و چشم بستن بر آنها، فقط به دشوارتر شدن حل آنها می‌انجامد. صحبت از همبستگی ملی است. شاید یتوان به شهروندی گفت که از دیگری باایمان‌تر است، اما نمی‌توان به همان فرد گفت از دیگری ایرانی‌تر است. ایران متعلق به همه ما است؛ با هر عقیده یا مرام. از همین رو باید از آشتی ملی که منجر به همبستگی ملی می‌شود سخن گفت.
من عزت الله انتظامی در انتهای راه دراز عمر نود و چند ساله‌ام، این امید را دارم که با تدبیر و عقلانیت این مساله نیز همچون مساله تحریم‌ها ختم به خیر شود. چون از شما این انتظار را دارم که در آستانه نوروز مساله حصر را هم حل کنید تا موجبات وحدت ملی در جامعه فراهم آید. ان‌شاءالله.

دعاگوی شما، با احترام / عزت‌الله انتظامی ۱۳۹۴/۱۲/۱

انتهای پیام
http://www.ensafnews.com/24569/

نقدِ سیاووش خوشدل

به نام او

چندی پیش مطلبی از استاد علی اصغر خان شفیعیان منتشر کردم که حاوی نکات ارزنده و مهمی بود پیرامون اظهار نظرهای سیاسی برخی افراد و اقشار جامعه!
سیاووش خان خوشدل اما نظری متفاوت داشتند که منجر به نقد آن یادداشت شد و این هم، چون او، در انصاف نیوز ِ عزیز منتشر شد.
از برای خوانندگان عزیز و خودم! یادداشت استاد خوشدل را منتشر می کنم که قطعا می تواند مکمل خوبی برای یادداشت قبلی باشد. ان شا الله


سیاوش خوشدل، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در نقدی بر یادداشت «ارتباط بهنوش بختیاری و عزت الله انتظامی با سیاست؟» نوشت:
«سیاست» سطوح و حوزه ­هایی دارد. یک سطح و حوزۀ آن کار فعّالان سیاسی است «کار سیاسی»، سطح و حوزه­ای دیگر به متخصّصان علم سیاست مربوط است «درس سیاست» ، سطح و حوزه­ای هم دارد که به همه ارتباط دارد «نظر سیاسی».
بسیاری از افراد که درس سیاست نخوانده ­اند و کار سیاسی نکرده ­اند، نظر سیاسی دارند و بر اساس آن نظر، مطالبۀ سیاسی دارند و باز بر اساس آن نظر در انتخابات یک عمل سیاسی انجام می­ دهند.
در این که این سطح عمومی سیاست­ ورزی حقّ مسلّم همه است، شکّی نیست؛ بسیاری نیز این سطح را یک وظیفه قلمداد می ­­کنند. نقش ­آفرینی هنرمندان و ورزشکاران، تا جایی که مصداق این سطح باشد، بسیار طبیعی است و نباید آن را زنگ خطری دانست.
نویسنده در جایی از یادداشت می­ گوید باید ابراز علاقۀ فلان هنرمند به فلان مسوول را پیش چشم آورد. بسیار موافقم. امّا نه به این معنا که از آن ابراز علاقه واهمه ­ای داشت. اتّفاقاً خیلی خوب است که ببینیم کدام طیف شخصیت­ ها از چه کسانی حمایت می ­کنند. اگر اعلام نکنند که نمی ­توانیم پیش چشم داشته ­باشیم.
نگرانی اگر هست در شکل و میزان اثرپذیری قشرهایی از جامعه از رفتارهای مرتبط با سیاست هنرمندان و ورزشکاران است. اگر جامعه به آن سطح از بلوغ رسیده ­باشد که نظر و عمل هر کسی را فارغ از میزان محبوبیت و شهرتش، مورد ارزیابی قرار دهد و غثّ و سمین آن را بازشناسد، نگران چه هستیم؟ اگر هم می­ دانیم که هستند افرادی و اقشاری که در این اثرپذیری کمتر به تحلیل می ­پردازند، چرا صورت مسأله را پاک کنیم؟
خلاصه آن که از دید من، هنرمندان و ورزشکاران مثل همۀ مردم حقّ اظهارنظر سیاسی دارند. درست همان طور که در عرصۀ محیط زیست اظهارنظر می ­کنند و کسی خرده­ ای نمی ­گیرد و اتّفاقاً استقبال هم می ­کنند. امّا تحلیل علمی در عرصۀ محیط زیست ارائه نمی ­کنند.
اما درباره ی مصداق اخیر؛ قیاس نامه و سخن استاد انتظامی با پست و عبارات خانم بختیاری، به نظرم همان قدر مع ­الفارق است که از نامشان برمی ­آید.
استاد انتظامی یک مطالبۀ مرتبط با سطح عمومی سیاست را بیان کرده ­است. مطالبۀ عمل به وعده کرده ­است. این همان سطحی از مطالبه و بیان نظر است که حقّ همگان است.
امّا بختیاری دست به تحلیل زده­ بود؛ آن هم چه تحلیلی! ایشان هنوز جامعه ­شناسی نخوانده، می ­خواست برود جامعه ­شناسی بخواند، تا دربارۀ توافق هسته­ ای به همان نظری برسد که الان دارد. یعنی ایشان ادّعا کرده ­بود که علم جامعه ­شناسی دربارۀ توافق هسته­ ای آدم را به فلان دیدگاه می ­رساند. این تحلیل، مستقیماً به سطوح تخصّصی علم سیاست مرتبط می­ شود. حتّی در حوزۀ مطالعات میان ­رشته ­ای جای می­ گیرد. به قول سعدی «هرگز این بدان کی مانَد»؟
مقایسۀ سخنان حمید فرّخ ­نژاد با سخنان بهنوش بختیاری می ­توانست سر و شکل منطقی ­تری داشته ­باشد. یکی در موافقت با برجام و دیگری در مخالفت با آن.
تازه آن موقع به این بحث وارد می ­شدیم که حدّ و مرز و شکل و شیوۀ اظهارنظر شبه­ تخصّصی هنرمندان، چگونه می ­تواند باشد.
انتهای پیام