ندای کرامت انسان در شب قدر

گفتاری از استاد ارجمند جناب آقای دکتر ناصرمهدوی در ماه رمضان سال ۹۵

 

شب قدر از لحظات شیرین و روحانی است که دینداران و روزه داران جهد و تلاش معنوی و ریاضت های عبادی خود را می سنجند و همه آنهایی که با روزه داری تمرین خویشتنداری کرده اند، بوی لطیف خداوند را درون خویش احساس می کنند و این آیه قرآن را، که ارزش شب قدر برتر از یک عمر و هزار ماه است، به خوبی درک می کنند. راز برتر بودن شب قدر در همین نکته اساسی است که آدمی به سبب تلاش اخلاقی خود و تهذیب و پیراستن دل از اغیار و آلودگی های نفسانی، فرصتی برای رشد بیشتر خرد و احوال معنوی خود پیدا کند به این ترتیب وقتی جان نو شود و قدر و منزلت آدمی افزون گردد، بانگ خداوند هم به گوش می رسد که چنین لحظه روشن و شیرینی ؛ یعنی لحظه شکوفایی نفس، از صد سال عمری که در غفلت و هیاهو سپری شده برتر و والاتر است.

آری، آنچه در اراده خداوند جاری است، ارسال پیامبران نه برای تحمیل سختی و صعب کردن راه انسان که بر عکس، حضور پیامبران فقط برای نمایان کردن عشق پروردگار به بندگان خود است؛ بندگانی که خداوند آنها را آزاد و شریف آفریده و در وجود آنان عقل و احساس و کرامت را چنان تعبیه کرده، که اگر آدمی قدر این سرمایه ها را بداند و از عقل و اخلاق در زندگی بهره جوید، رنج و درد های عمیق روحی خویش را کمتر می سازد و می تواند با تکیه بر سرمایه ایمان و اندیشه خود، کیفیت زندگی خویش را بالاتر برده و راه سعادت و تجربه رستگاری را برای خود و دیگران هموارتر سازد.

دین خدا نه برای کاهش از سرمایه های عقلانی و کم کردن نعمت کرامت آدمی که بر عکس، برای تقویت هنر خردمندی انسان و دفاع از کرامت و حریت آدمی مطرح شده است. همه آنهایی که به خاطر عقیده به کرامت و حریت انسان می تازند و به بهانه سعادت، عقل و آزادی آدمیان را نشانه می روند – هیچ و هیچ تردید نکنید – که برداشتی متفاوت و بلکه متضاد با قرآن و شیوه پیامبر و امام علی را بر گزیده اند. در قرآن کریم رفتار خداوند با پیامبرانش به گونه ای است که خداوند آنها را حتی به کام مرگ می فرستد تا بندگان خداوند آزاد و رها از یوغ ظالمان زندگی کنند (سوره شعرا و داستان حضرت موسی). خداوند به پیامبر بزرگ اسلام مرتب یاد آوری می کند، که بدون کمترین احساس سلطه و رفتار جبارانه با مردم روبرو شود و با روشی محبت آمیز و محترمانه بندگان خدا را خطاب کند، چرا که عقیده برای انسان و سعادت اوست، نه انسان قربانی عقیده.

دین اگر هست برای شکوفایی انسان است، نه آنکه انسان در برابر دین تحقیر شده و با اجبار بخواهد فرامین دینی را به انجام برساند و در صورت عدم اطاعت مجازات در حد مرگ پاسخش باشد. تفاوت متن قرآن و آنچه در نهج البلاغه آمده با متون کلاسیک و فقهی نیز در همین است، که در کتاب مقدس ما و در نهج البلاغه، انسان و کرامت انسان و انسان و آزادی انسان بر هر امری مقدم است و فرمانی مشروع است که هم به آزادی و هم کرامت و سر فرازی انسان ها احترام بگذارد. بر عکس در متون کلاسیک ما این عقیده است که برتر از آدمیست و به همین دلیل در آنها خبری از کرامت و سر بلندی آدمیان نیست.

دین خدا نه برای کاهش از سرمایه های عقلانی و کم کردن نعمت کرامت آدمی که بر عکس، برای تقویت هنر خردمندی انسان و دفاع از کرامت و حریت آدمی مطرح شده است. همه آنهایی که به خاطر عقیده به کرامت و حریت انسان می تازند و به بهانه سعادت، عقل و آزادی آدمیان را نشانه می روند – هیچ و هیچ تردید نکنید – که برداشتی متفاوت و بلکه متضاد با قرآن و شیوه پیامبر و امام علی را بر گزیده اند. در قرآن کریم رفتار خداوند با پیامبرانش به گونه ای است که خداوند آنها را حتی به کام مرگ می فرستد تا بندگان خداوند آزاد و رها از یوغ ظالمان زندگی کنند (سوره شعرا و داستان حضرت موسی). خداوند به پیامبر بزرگ اسلام مرتب یاد آوری می کند، که بدون کمترین احساس سلطه و رفتار جبارانه با مردم روبرو شود و با روشی محبت آمیز و محترمانه بندگان خدا را خطاب کند، چرا که عقیده برای انسان و سعادت اوست، نه انسان قربانی عقیده.

دین اگر هست برای شکوفایی انسان است، نه آنکه انسان در برابر دین تحقیر شده و با اجبار بخواهد فرامین دینی را به انجام برساند و در صورت عدم اطاعت مجازات در حد مرگ پاسخش باشد. تفاوت متن قرآن و آنچه در نهج البلاغه آمده با متون کلاسیک و فقهی نیز در همین است، که در کتاب مقدس ما و در نهج البلاغه، انسان و کرامت انسان و انسان و آزادی انسان بر هر امری مقدم است و فرمانی مشروع است که هم به آزادی و هم کرامت و سر فرازی انسان ها احترام بگذارد. بر عکس در متون کلاسیک ما این عقیده است که برتر از آدمیست و به همین دلیل در آنها خبری از کرامت و سر بلندی آدمیان نیست.

به خاطر همین کسانی که عقیده را برتر از انسان می دانند، ارزش شب قدر را نه در درون انسان که در بیرون جستجو می کنند و پای ملائک را که به میان می آورند، آن را برای گسترش رزق و روزی و انبساط سطح زندگی انسان مطرح می سازند، تو گویی آدمی آنقدر بی دست و پا و ناتوان است که حتی برای بهبود زندگی خود به حضور ملائک و شب قدر و تشریفات سخت روزه داری نیازمند است و عقل و هنر او باید در مرخصی طولانی به سر برد. ولی نه، در نگاه قرآن و سلوک پیامبر و علی، این تحول درونی و تمرکز ذهن و شکوفایی عقل و اخلاق است که چاره ساز است و جهان نو نمی شود مگر آنکه جان نو شود و اصلا عبادت نه برای انجام تکالیف سخت و دشوار که برای رهایی انسان و تمرین خویشتنداری و رهایی از وابستگی های حقیر بیان شده و هر چه آدمی عاشق تر، عاقل تر و اخلاقی تر باشد بیشتر محبوب خداست و گرچه ده ها سال عبادت کند ولی در معرکه زندگی از خرد و شرافت اخلاقی تهی باشد و در نماز و روزه اش ذوق رهایی از ظلمت نفس نهفته نباشد، شاید نه در زندگی و نه در آخرت چنین عبادت سردی به کارش نیادید.

خلاصه اینکه شب قدر، شب تحول در نفس است و دور کردن اوصاف مسموم از خویشتن و شب رسیدن به صلح درونی و تقویت وجدان اخلاقی است. برای همین ارزش این تحول معنوی از یک عمر طولانی بی کیفیت و بی اخلاق برتر است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *