نقدِ سیاووش خوشدل

به نام او

چندی پیش مطلبی از استاد علی اصغر خان شفیعیان منتشر کردم که حاوی نکات ارزنده و مهمی بود پیرامون اظهار نظرهای سیاسی برخی افراد و اقشار جامعه!
سیاووش خان خوشدل اما نظری متفاوت داشتند که منجر به نقد آن یادداشت شد و این هم، چون او، در انصاف نیوز ِ عزیز منتشر شد.
از برای خوانندگان عزیز و خودم! یادداشت استاد خوشدل را منتشر می کنم که قطعا می تواند مکمل خوبی برای یادداشت قبلی باشد. ان شا الله


سیاوش خوشدل، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در نقدی بر یادداشت «ارتباط بهنوش بختیاری و عزت الله انتظامی با سیاست؟» نوشت:
«سیاست» سطوح و حوزه ­هایی دارد. یک سطح و حوزۀ آن کار فعّالان سیاسی است «کار سیاسی»، سطح و حوزه­ای دیگر به متخصّصان علم سیاست مربوط است «درس سیاست» ، سطح و حوزه­ای هم دارد که به همه ارتباط دارد «نظر سیاسی».
بسیاری از افراد که درس سیاست نخوانده ­اند و کار سیاسی نکرده ­اند، نظر سیاسی دارند و بر اساس آن نظر، مطالبۀ سیاسی دارند و باز بر اساس آن نظر در انتخابات یک عمل سیاسی انجام می­ دهند.
در این که این سطح عمومی سیاست­ ورزی حقّ مسلّم همه است، شکّی نیست؛ بسیاری نیز این سطح را یک وظیفه قلمداد می ­­کنند. نقش ­آفرینی هنرمندان و ورزشکاران، تا جایی که مصداق این سطح باشد، بسیار طبیعی است و نباید آن را زنگ خطری دانست.
نویسنده در جایی از یادداشت می­ گوید باید ابراز علاقۀ فلان هنرمند به فلان مسوول را پیش چشم آورد. بسیار موافقم. امّا نه به این معنا که از آن ابراز علاقه واهمه ­ای داشت. اتّفاقاً خیلی خوب است که ببینیم کدام طیف شخصیت­ ها از چه کسانی حمایت می ­کنند. اگر اعلام نکنند که نمی ­توانیم پیش چشم داشته ­باشیم.
نگرانی اگر هست در شکل و میزان اثرپذیری قشرهایی از جامعه از رفتارهای مرتبط با سیاست هنرمندان و ورزشکاران است. اگر جامعه به آن سطح از بلوغ رسیده ­باشد که نظر و عمل هر کسی را فارغ از میزان محبوبیت و شهرتش، مورد ارزیابی قرار دهد و غثّ و سمین آن را بازشناسد، نگران چه هستیم؟ اگر هم می­ دانیم که هستند افرادی و اقشاری که در این اثرپذیری کمتر به تحلیل می ­پردازند، چرا صورت مسأله را پاک کنیم؟
خلاصه آن که از دید من، هنرمندان و ورزشکاران مثل همۀ مردم حقّ اظهارنظر سیاسی دارند. درست همان طور که در عرصۀ محیط زیست اظهارنظر می ­کنند و کسی خرده­ ای نمی ­گیرد و اتّفاقاً استقبال هم می ­کنند. امّا تحلیل علمی در عرصۀ محیط زیست ارائه نمی ­کنند.
اما درباره ی مصداق اخیر؛ قیاس نامه و سخن استاد انتظامی با پست و عبارات خانم بختیاری، به نظرم همان قدر مع ­الفارق است که از نامشان برمی ­آید.
استاد انتظامی یک مطالبۀ مرتبط با سطح عمومی سیاست را بیان کرده ­است. مطالبۀ عمل به وعده کرده ­است. این همان سطحی از مطالبه و بیان نظر است که حقّ همگان است.
امّا بختیاری دست به تحلیل زده­ بود؛ آن هم چه تحلیلی! ایشان هنوز جامعه ­شناسی نخوانده، می ­خواست برود جامعه ­شناسی بخواند، تا دربارۀ توافق هسته­ ای به همان نظری برسد که الان دارد. یعنی ایشان ادّعا کرده ­بود که علم جامعه ­شناسی دربارۀ توافق هسته­ ای آدم را به فلان دیدگاه می ­رساند. این تحلیل، مستقیماً به سطوح تخصّصی علم سیاست مرتبط می­ شود. حتّی در حوزۀ مطالعات میان ­رشته ­ای جای می­ گیرد. به قول سعدی «هرگز این بدان کی مانَد»؟
مقایسۀ سخنان حمید فرّخ ­نژاد با سخنان بهنوش بختیاری می ­توانست سر و شکل منطقی ­تری داشته ­باشد. یکی در موافقت با برجام و دیگری در مخالفت با آن.
تازه آن موقع به این بحث وارد می ­شدیم که حدّ و مرز و شکل و شیوۀ اظهارنظر شبه­ تخصّصی هنرمندان، چگونه می ­تواند باشد.
انتهای پیام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *