زنی به عمق تاریخ

آخ

مادمازل داستان های ِ کهن فرانسوی من

آخر رد پایت در جغرافیا هم محسوس است

و الا اگر تو نبودی 

ابوریحان بیرونی را چه به جغرافیا؟

ابن خلدون که اهل سفر و سفرنامه نبود

و یاقوت حموی ، اصلا حال نوشتن نداشت

من سوالم این است؟؛

چه کسی جز یک مادمازل ِ زیبا

با قامتی اروپایی

و چشمانی مدیترانه ای

ابروانی چون ماه ، هلالی

و شاید

با آرایش ِ ملایم خلیجی

می تواند

تالس را به ستارگان علاقه مند کند تا از روی راه شیری

و یا ستاره ی قطبی

خط تو را بزند؟

و چه کسی جز تو می تواند

گالیله را وادار کند که بگوید زمین گرد است

با این امید که زمین بچرخد و روزی دوباره تو را لحظه ای ببیند؟

.

مادمازل ِ زیبای من

چه کسی فکر می کرد

سرزمینی که امروز آمریکا نام دارد

حاصل تعقیب ِ رد پای تو توسط کریستف کلمب باشد

و یا

سفر های مارکوپولو در جست و جوی تو بوده باشد؟

من جدیدا فهمیده ام

نصف النهار مبدا را از روی سایه ی کلاه فرانسوی ِ زنانه تو رسم کرده اند

و خط استوا را، از روی خم ابرویت!

اصلا تو جغرافیا را هم متحول کردی

هیچ کس نمی داند تقویم البدان ، تاریخ قدم های توست

و هفت اقلیم ِ رازی ، سرزمین هایی که پیموده ای

و اصلا انسان را چه به سکونت در کنار هم

جز به خاطر تسلی دادن یکدیگر از برای فقدان تو

بانوی من!

این من هستم که امروز در کنار جغرافیایی به عمق ِ تمام اعصار بشریت می نشینم

و قهوه می خورم

و با نتیجه ی تمام اکتشافات جغرافیایی بشر گپ می زنم

و از عامل ِ تمام کوچ های بشریت، لب می گیرم

و منشا پدید آمدن تمدن ها را در آغوش می کشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *