مادمازل ِ من

مادمازل ِ داستان های کهن فرانسوی ِ من 
چه کسی می داند که “تو” تاریخ را بهم ریخته ای 
ادیبان فرانسوی را به وجد آورده ای 
مشاهیر آلمانی را دیوانه کرده ای 
باعث شکوفایی ادبیات انگلیس شدی 
و
وقتی رفتی
همه شان رو به زوال نهاد

اصلا فیلسوفان یونان را چه کسی بر انگیخت؟ 
چه کسی می داند که بیهقی برای پیدا کردن تو تاریخ نوشت 
ردپایت مشهود است….بین سطور تمامی کتاب های تاریخی من 
مادمازل ِ داستان های کهن فرانسوی ِ من 
شاید 
شاید گمشده ی تمام تاریخ ادبیات جهان، گوشه ی مینی ژوپ قرمز تو باشد 

بانو 
می دانی هنوز کسی علت خودشی هیتلر را نیافته است 
و قاتل بروسلی را پیدا نکرده است 
و کسی نمی داند چگونه آندلس سقوط کرد 
شاید رضا خان هم برای پیدا کردن تو دستور کشف حجاب داد 

شنیده ای که می گویند فردوسی در باغی می نشست و شاهنامه را می سرایید 
من جدیدا فهمیده ام 
در باغ تصویر تو را پنهان کرده بود 

مادمازل ِ من 
تازگی ها فهمیده ام 
مولوی را تو با شمس آشنا کردی 
و 
شرط ِ حفظ قرآن را هم تو 
برای حافظ گذاشتی 
.
راستی خانوم!
من یافته ام که حلاج از وقتی انا الحق سر داد که
شما را در آغوش گرفت
.
با مانتوی صورتی ات 
و چادر ایرانی ات 
تاریخ را بهم ریخته
و سرهای سبز را با لبان سرخت به باد داده ای
و امروز من وارث تاریخم 
وقتی در کنار تو می نشینم و قهوه می خورم و پیپ می کشم.
#جناب_حلاج

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *