دلم می خواهدش

وقتی دور میدان انتظارش را می کشی 
شاید دم پاسگاه راهنمایی و رانندگی 
آخر او هم افسر است 
چشم هایش راهنمایی ات می کنند 
بوی دوستی اش را از دو چهار راه آنور تر حس می کنی 
مهربان است 
خوش برخورد 
هه 
عجب افسری ست این چشمانش 
مگر می گذارد خلاف کنی 
مستقیم دعوتت می کند به جهنم 
قطعا با او 
هر لحظه دلت میل جهنم دارد 
شیخ هم اگر کنارش می نشست 
باید 
از نو رساله می نوشت 
لمس دستانش حلال 
نگاهش حلال 
آغوشش هم حتی حلال 
حلال اندر حلال 
جهنم واقعی 
بدون اوست 
دلم می خواهدش….
#جناب_حلاج

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *