سالی که گذشت …

سال ۹۵ اتمام شده و مردم و حاکمیت خود را برای شروع سال ۹۶ آماده می کنند. «سیدسبحان بطحایی» عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی به مرور آنچه در این سال گذشت پرداخته است:

روزهای آغازین سال ۱۳۹۶ ساعت به ساعت می گذرد در حالی که در ۳۶۵ روز گذشته، جمهوری اسلامی در عرصه ی داخلی و خارجی با رویداد های مختلفی مواجه بود.

شاید اولین اتفاق مهم سال ۹۵ در عرصه ی سیاست داخلی، به اردیبهشت ماه آن بر می گردد. هنوز نیمه ی اردیبهشت فرا نرسیده بود که در رسانه ها تصاویر مختلفی از فیش های حقوقی برخی مسوولین منتشر شد. امری که ابتدا به موارد کمی خلاصه می شد تا آنجایی که روزی نمی گذشت تا فیش حقوقی مسوول جدیدی منتشر شود.

مساله ی انتشار فیش های حقوقی وقتی به مسائل سیاسی گره خورد و مخالفین دولت تمام عیار به آن پرداختند که رسانه ی ملی نیز، در کنار ایشان هر شب به مساله فیش های حقوقی که نجومی می خواندش می پرداخت.

شاید مساله ی فیش های نجومی جزو آخرین میراث های شوم ِ دولت گذشته بود که منجر به آلوده شدن دامن دولت حسن روحانی شد. اگر چه دولت یازدهم در ایجاد این حقوق های نجومی نقشی نداشت، اما همان پروپاگاندای مخالفین دولت همراه با رسانه ی ملی، این آتش را در دامن دولت انداخت و چون سه سال قبل، روابط عمومی دولت با عملکردی منفعلانه بر این وضعیت صحه گذاشت.

دولت حسن روحانی در این فضای رسانه ای منفی علیه خود باقی ماند تا در ۱۷ خرداد، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در نشست خود، پایبندی ایران به تمام مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد را تأیید کرد. اما این خبر، به جای آنکه سندی از موفقیت های دولت باشد و فرصتی برای شروع تبلیغات و مانور بر روی دستاورد های برجام، وسیله ای برای حمله ی مجدد مخالفان به برجام شد تا جایی که دوباره برنامه های صدا و سیما ۲۴ ساعته به «عدم موفقیت برجام» محدود شد و حس ناامیدی و ناکارآمدی تزئین شده ای، از طرف رسانه ی ملی و مخالفان دولت بر جامعه تحمیل گشت.

تیر ماه ۹۵ نیز می گذشت در حالی که فضای عمومی کشور همچنان از انتشار فیش های حقوقی ملتهب بود. پرداختن بیش از حد و بزرگنمایی و سیاه نمایی بی سابقه در این زمینه، حس بی اعتمادی و بی تفاوتی زیادی را در میان مردم بر انگیخت که اکنون در روزهای پایانی سال هستیم، در چهره های مردم و گفت و گوهای ایشان نتایج آن عملکرد صرفا سیاسی و بدون توجه به عواقب آن در حال مشاهده است.

اما تیرماه ماه حزن و غم هم بود. ۱۹ نفر از سربازان وظیفه پادگان آموزشی ۰۵ کرمان که به مرخصی می‌رفتند، در پی ناتوانی راننده در کنترل اتوبوس در محور سیرجان به نی‌ریز و در گردنه لایروز کشته شدند. چند روز بعد عباس کیارستمی، کارگردان مشهور ایرانی نیز در اثر اشتباهات پزشکی و آنچه قصور تیم پزشکی خوانده شد، فوت کرد تا حواشی آن، علاوه بر در سوگ نشاندن جامعه ی هنری ایران، مسائل مختلفی را نیز در رابط با وضعیت پزشکان در ایران را در بر بگیرد.

تیر ماه در گذر بود در حالی که رسانه های کشور همچنان به برجام می پرداختند در حالی که آنسوی مرزها، کنگره آمریکا قوانین مختلفی را برای امتداد وضعیت تحریم ها وضع می کرد.

مرداد ماه به نسبت ماه های دیگر، ماه آرامی بود تا بزودی در اول شهریور ماه، روزنامه شهروند با انتشار مصاحبه‌ای با احمد حکیمی پور خبر از تخلف دو هزار و ۲۰۰ میلیارد تومانی در شهرداری تهران بدهد. این تازه اول ماجرای جنجال خانه های نجومی بود.

رحمت الله حافظی، احمد حکیمی پور، غلامرضا انصاری و در پایان یاشار سلطانی از جمله افرادی بودند که در این بزنگاه نقش آفرینی کردند. نقشی که منجر به دعواهای مختلف در شورای شهر و مخاطرات لفظی شد و در پایان نیز یاشار سلطانی روانه ی بازداشت موقت شد.

جنجالی که تا همین چند روز پیش خبرهای آن در صدر رسانه ها بود و در حرکتی قابل توجه! مجلس شورای اسلامی اجازه تحقیق و تفحص از شهرداری را رد کرد.

آذرماه، ماه دولت بود. پنجم آذر دو قطار مسافربری در حوالی «ایستگاه هفت خوان» در محور سمنان–دامغان برخورد کردند و طی آن چهار واگن از ریل خارج و پنج واگن دچار آتش‌سوزی شدند. در این حادثه ۴۷ نفر کشته و ۱۰۳ نفر مصدوم شدند. یک روز پس از حادثه، محسن پورسیدآقایی، مدیرعامل وقت راه‌آهن از سمت خود استعفا داد تا کمی از فشارهای رسانه ای علیه دولت کم کند. اما آیت الله موحدی کرمانی در نماز جمعه از این مساله انتقاد کرد و گفت: «استعفای مدیرعامل راه‌آهن جای تعجب دارد، اگر وی مقصر است باید محاکمه و عزل شود و اگر مقصر نیست چرا به تقلید از بیگانگان در هنگام حادثه استعفا می دهد؟»

۱۰ آذر روز موفقیت جمهوری اسلامی بود. تلاش های بیژن زنگنه به ثمر نشست تا ایران از کاهش تولید نفت معاف شود. اما فردا آن روز، سنای ایالات متحده با ۱۰۰ رأی موافق، قانون تحریم ایران را به مدت ده سال دیگر تمدید کرد تا چیزی از دستاویزهای مخالفان دولت کم نشود. البته در پی تمدید تحریم ها، حسن روحانی به صالحی دستور داد تا برنامه‌ ریزی برای طراحی و ساخت پیشران‌های هسته‌ای جهت بهره‌گیری در حوزه ترابری دریایی را آغاز کند. همچنین وی در دستوری جداگانه به ظریف وزیر امور خارجه ایران دستور داد تا اقدامات مقتضی برای رسیدگی به موارد نقض برجام از سوی آمریکا را آغاز کند.

سال ِ سخت ۹۵ ادامه پیدا کرد تا دی ماه، ۱۹ دی؛ آیت الله هاشمی رفسنجانی فوت کرد و در کشور ۳ روز عزای عمومی اعلام شد. چند روز بعد، اولین هواپیمای خریداری شده توسط دولت حسن روحانی در مهرآباد به زمین نشست. تا ۳۰ دی ماه که ساختمان پلاسکو تهران، در نتیجه اهمال شهرداری و عملکرد ضعیف سازمان آتش نشانی در امتداد فسادهای جنجالی، جان بسیاری از نیروهای آتش نشانی تهران را بگیرد و اموال بسیاری از مالکان را به ورطه ی نابودی بکشد.

شاید بهمن ماه ماه برجسته شدن عملکرد ضعیف مدیریت شهری در سالیان دراز باشد و البته چون آتشی به خرمن سودای ریاست جمهوری شهرداری تهران بیافتد.
شهرداری که سومین دوره ی ریاست خود بر یکی از بزرگترین نهادهای کشور را سپری می کند در حالی که به نظر اغلب کارشناسان، رفتارهای سیاسی و عملکرد جناجی او در شهر تهران، مسبب بسیاری از اتفاق های شوم برای مردم این شهر شده است.

بهمن و اسفند ماه های سوگ جامعه ی هنری ایران بود. از صارمی و جوهرچی گرفته تا افشین یداللهی و پرویز بشر دوست.

آنچه از مرور حوادث و اتفاقات سال ۹۵ به نظر می رسد جز ناکامی دولت در بیان دستاوردها در عرصه ی داخلی و خارجی و غلبه ی رسانه ای مخالفان دولت نیست.

البته سال ۹۵، همانطور که گذشت توجه مردم و مسوولین را به ناکارآمدی و فساد گسترده در شهرداری تهران نیز جلب کرد تا کمی در انتخاب سردار قالیباف، برای فرماندهی شهر تهران تجدید نظر شود.

البته هنرنمایی ها و بازیگری های ریاست جمهور سابق نیز کمی کام مردم را شیرین کرد. تاتر کاشت درخت و بیان شجاعت از نگاه «مهندس مشایی» از جمله برنامه هایی بود که «دفتر ریاست جمهور دولت نهم و دهم» اجرا کرد. در کنار این شادی ها، عباس جدیدی، نماینده شورای شهر با گرفتن سلفی های متفاوت توانست لبخندی بر روی لبان مردم پدید آورد.

سال ۹۵ گذشت، اما امیدوارم به شرط حیات، در انتهای سال ۹۶ جز کامیابی و موفقیت در تاریخ انقلاب اسلامی ننویسم؛ ان شا الله.

انتهای پیام

پول شهریه طلاب!

«سیدسبحان بطحایی»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی درباره ی شهریه طلاب و وضعیت مالی آنها نوشت:

چندروز پیش توئیتی را دیدم که دلم را سخت آزرد. آقایی به خانمی که همسر یکی از طلبه های فعال در فضای مجازی است، توهینی کرد که الحق و الانصاف ناجوانمردانه و در اوج بی اخلاقی بود.

capture3

نمی دانم شما چقدر با وضعیت طلاب آشنا هستید اما همینقدر به شما بگویم که آواز دهل شنیدن از دور خوش است. لکن بنا دارم تا اندکی به قدر مجال از وضعیت طلاب بنابر مشاهدات عینی بگویم تا شاید کمی در نگاه مان به انسان های اطرافمان تجدید نظر کنیم.

یک: ساعات درسی طلاب تمام وقت است. به این صورت که اغلب ساعت روز را مشغول درس خواندن هستند. لکن تلاش می کنم با آمار و ارقام، حدودی از این مساله را برای شما روشن سازم.

نظام درسی حوزه برای هر سال تحصیلی حدود ۴ درس اصلی در نظر می گیرد. اگر ساعت کلاس ها را به طور میانگین ۱ ساعت بدانیم + هر درس مباحثه + مطالعه ی آن درس و خلاصه نویسی و دیگر ملحقاتش به طور میانگین هر طلبه هر روز “فقط” برای دروس اصلی باید ۸ ساعت وقت بگذارد. این در کنار دروس جانبی و مطالعاتی است که نظام حوزه هر سال تعریف می کند و مطالعات آزاد و جانبی هر طلبه که در این ساعات لحاظ نشده است.

دروس حوزه های علمیه شنبه تا چهارشنبه و برخی حوزه ها تا پنج شنبه است اما ما حداقل را لحاظ می کنیم و ۵ روز را تعداد روزهای درسی می گیریم.

با توجه به اینکه اغلب حوزه ها چیزی تحت عنوان فرجه ندارند و امتحانات پیوسته است و سال از ابتدای شهریور یا نیمه ی آن شروع می شود ما هفت ماه را به عنوان سال تحصیلی باید در نظر بگیریم لکن از جهت اکتفا به حداقل ها، با تخفیف برای مخاطبان شش ماه لحاظ می کنیم.

نتیجه: شش ماه درسی برای طلاب در کمترین حالت و با تخفیفات چیزی حدود ۹۶۰ ساعت تحصیل به جز پنج شنبه و جمعه و مطالعات تابستانی و مطالعات آزاد و دروس جانبی نظام حوزه!

مدارک معادل حوزوی برای سطح دو، لیسانس یا کارشناسی محسوب می شود. اتمام سطح دو به طور میانگین برای هر طلبه حدود ۹ سال زمان می برد. یعنی هر طلبه در اخذ مدرک کارشناسی باید چیزی حدود ۸۶۴۰ ساعت کلاس برود!

این درحالی است که اخذ مدرک کارشناسی در دانشگاه بنابر مصوبه ی وزارت علوم نیازمند گذراندن حداکثر ۱۴۰ واحد درسی که هر واحد چیزی حدود ۱۶ الی ۱۷ ساعت است. پس هر دانشجو برای اخذ مدرک کارشناسی باید ۲۳۸۰ ساعت کلاس برود. این در حالی است که اغلب ما می دانیم تعطیلات کلاس ها و برداشتن درس با استاد و عدم شرکت در کلاس، ساعات کلاس ها حتی در بهترین دانشگاه های ایران نیز از چنین زمانی برخوردار نیست.

با یک جمع و تفریق ساده متوجه می شویم که هر طلبه برای اخذ مدرک کارشناسی باید حداقل (بدون در نظر گرفتن سایر مطالعات که گذشت) «۳٫۶ برابر» یک دانشجو درس بخواند.

این تاکید بر لحاظ نکردن سایر مطالعات با این مبنا است که خواننده گرامی می داند مطالعات جانبی در دروس حوزه از دروس اصلی مهم تر و بنیان طلبگی است.

دو: با این حجم از دروس و ساعت مطالعه، یک طلبه هرگز در کنار درس نمی تواند کار ثابت و معینی داشته باشد. مضافا بر اینکه جنس علوم اسلامی و انسانی نیز مانند مهندسی نیست تا کار اجرایی خاصی انتظار فارغ التحصیلان آن رشته باشد. اغلب کارها پژوهشی و با هزینه های بسیار کم انجام می شود.

اما شهریه ی طلاب بنا بر نقل از سایت روات حدیث در سال ۹۰ بدین شرح است؛

مقدمات مجرد: پنجاه هزار تومان
مقدمات معیل: نود و پنج هزار تومان
سطح یک مجرد: هشتاد و پنج هزار تومان
سطح یک معیل: صدو پنجاه و پنج هزار تومان
سطح دو مجرد: صد و ده هزار تومان
سطح دو معیل: دویست و ده هزار تومان
سطح سه مجرد: صدو پنجاه هزار تومان
سطح سه معیل: دویست و هشتاد هزار تومان.

حال اگر این مقدار شهریه از سال ۹۰ تاکنون دو برابر شده باشد که قطعا اینطور نیست و بنده به عنوان یک طلبه حاضرم گزارش تراکنش های حساب شهریه خودم و دوستان طلبه ام را در فضای مجازی منتشر کنم، با این حال شما تصور کنید یک طلبه چه منبع درآمد دیگری می تواند به غیر از این شهریه برای امرار معاش داشته باشد؟

مگر چند مسجد و شرکت و موسسه در قم و تهران و دیگر شهر برای اقامه نماز ظهر، نیاز به یک روحانی یا طلبه دارند و مگر چه مقدار حاضرند بابت رفت و آمد طلاب پرداخت کنند؟ (حقیر خود در مورد یکی از دوستان شاهدم که موسسه ای که برای نماز می رفت، از مجموع هزینه های رفت و آمد او نیز کمتر پرداخت می کرد.)

به غیر از اقامه نماز که بسیاری از طلاب نیز حاضر به دریافت کمک هزینه برای رفت و آمد نیز نیستند، هزینه های بسیار کمی بابت تبلیغات دینی صرفا در حد امرار معاش روزانه برای سفرهای تبلیغی از سوی موسسات اسلامی پرداخت می شود.

شاید در کنار اینها اگر طلبه ای اهل نوشتن باشد بتواند با نشریه یا مجموعه ای همکاری کند و کمک خرجی از این راه نیز باز کند.

سه: در همه ی نظام های آموزشی دنیا، نهادهای آموزشی برخی دانشجوهای خود را بورسیه می کنند تا به غیر از تحصیل و صرف وقت برای آن دانشگاه و اهداف آن موسسه، کار دیگری اتخاذ نکند. حال حوزه های علمیه از قدیم مبلغ ناچیزی که از منظر شما گذشت به طلاب خود می دهد تا کمی از بار فشار معیشت برای آنان کم کند.

چهار: قضاوت زود، بستر بروز بی اخلاقی است. اتکا به داده های اشتباه و تعمیم اقلیت بر اکثریت برای قضاوت و اتخاذ مواضع، امری مذموم و مصداق اتم بی اخلاقی است. امیدوار هستم تا همه ی ما خود را مزین به اخلاق انسانی و اسلامی نمائیم.

انتهای پیام

لینک در انصاف