با حادثه منا

به نام خدا

حوالی دیروز عصر بود که ابعاد یک حادثه ی وحشتناک و جنایتی هولناک پیرامون کشته شدن تعداد بسیاری از حجاج بیت الله الحرام به سرعت در رسانه ها و شبکه های اجتماعی پیچید. 

لحظه به لحظه ، در کنار افزایش تعداد کشته شدگان و پیوستن مداوم مجروحان به آن ها ، که قطعا بخش اعظمش بر اثر بی برنامگی و ضعف مدیریت ِ مسئولان حج است، ابعاد گسترده تری از این ماجرا در رسانه ها منعکس می شد. 

اما آنچه پیرامون این حادثه به ذهن می رسد، مشتمل بر امور زیر است 

1- قطعا تا وقتی که دلیل و سند معتبری در دست نداشته باشیم، نمی توانیم نیت خوانی کنیم و با مسئله توهم توطئه ، این بیماری اپیدمی شده ی فرهنگ ما، قطعا این اتفاق را عمدی بدانیم. لکن آنچه مبرز است سهل انگاری، ضعف مدیریتی و بی برنامگی مسئولان حج دولت سعودی عربستان است. 

2- اگر از این بیماری توهم توطئه و دست های پنهان و قس علی هذا بگذریم، قطعا این موج نفرت از سعودی ک در شبکه های اجتماعی به راه افتاده ست ، صرفا یک حرکت احساسی و به دور از مبنا و قاعده ست. 

بلی! ممکن است که تنفر ما از دولت سعودی به خاطر رفتار های ناشایست او در سالهای اخیر و … باشد، لکن به خاطر یک حادثه ی انسانی که هنوز هم ابعاد و مقصر اصلی آن مشخص نشده است، نمی توان موجی ِ ضدیت با عوامل آن را بر افروخت و بی جهت و مبنا، کار را به لعن و نفرین کشاند 

3- البته بر مسئولان امر در داخل کشور خودمان و دیگر کشور های اسلامی ست که با دقت به روشن شدن ابعاد این ماجرا و پیدا کردن مقصر اصلی ِ این اتفاقات و محامکه و گرفتن غرامت و خسارت از مسئولان سعودی بپردازند و بر دولت عربستان واجب ست که به هر حال ضعف مدیریتی خود را پذیرفته و برای رفع این قبیل از مشکلات اقدام نمایند. 

4- در مجموع برخورد احساسی و شتاب زده با این قبیل مسائل، نه تنها مشکلی را حل نمی کند، بلکه به پیچیده شدن و درگیر شدن نهاد های دیگر در این مسئله می انجامد و گره ای را که می توان با دست باز کرد، کار آن را به دندان می کشاند. 

5- همدردی و پیگیری وضعیت خانواده های ایرانی، جز حداقل کارهایی است که از مسئولان ذی ربط در داخل کشور انتظار می رود و رفع نگرانی از خانواده مجروحان و دیگر آسیب دیدگان حاضر در حج نیز، از وظایفی ست که باید تسریع در انجام آن صورت بگیرد.

پیرامون حدیث شریف کساء

به نام او جل جلاله

به قول استاد ما، حاج آقای علوی، در طول تاریخ انقدر که برخی معارف شیعی از خود ِ دوستان ناگاه ضربه خورده، از دشمنان نخورده…
چندی بود بین رفقای ما که همه از اصحاب و اجلای ِ زماننا هستند و حقیر توفیق شاگردی شان را دارم، مطالعاتمان بر روی حدیث شریف کسا بالا گرفت و رجعتی کردیم بر بحوث مختلفه ای که پیرامون او در چند سال گذشته مطرح شده بود ، از چاپ مفاتیح نوین گرفته تا حذف حدیث کسا از مفاتیح های آستان معظم سید الکریم!

ابتدا نظر مرجع عالی قدر ، حضرت آیت الله مکارم شیرازی را که در کتاب مفاتیح نوین مرقوم داشته اند، ذکر می کنیم :

اصل حدیث کِسا میان شیعه و اهل سنّت بسیار مشهور و معروف است و جاى هیچ گونه تردیدى نیست که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در منزل حضرت زهرا (علیها السلام)، و یا در خانه خودش زیر پارچه اى شبیه عبا قرار گرفت و حضرت على و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را زیر آن جاى داد و از آنان به عظمت و بزرگى یاد نمود و آن جمع را مصداق آیه: «اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ همانا خداوند مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد»، معرّفى کرد.

آنچه در اینجا به عنوان حدیث کِسا نقل مى شود، حدیث مشروح و مفصلى است که برابر روایتى، خواندن آن به این نحو، داراى پاداش و آثار و برکات فراوانى است. و در ذیل آن آمده است: «در هر محفلى که شیعیان و علاقه مندان ما این حدیث را بخوانند، رحمت الهى بر آنان نازل مى شود، فرشتگان براى آن ها استغفار مى کنند، اندوهِ غم زدگان برطرف مى شود و حاجات روا خواهد شد».


این حدیث نخستین بار در کتاب «منتخب طریحى» (متوفاى 1085) از علماى قرن یازدهم آمده است. محدّث بزرگوار مرحوم حاج شیخ عباس قمى در منتهى الآمال، در شرح زندگانى امام حسین (علیه السلام) پس از بیان این نکته که «حدیث اجتماع خمسه طیبه (علیهم السلام) تحت کِسا» از احادیث متواتره است، مى نویسد: «اما حدیث معروف به حدیث کسا که در زمان ما شایع است، به این کیفیّت در کتب معتبر و معروف و اصول حدیث و مجامع متقنه محدّثین دیده نشده، مى توان گفت از خصایص کتاب «منتخب» است».

از این رو، جناب ایشان آن را در مفاتیح الجنان نیاورده است و ناشران برخلاف میل آن بزرگوار آن را در پایان مفاتیح اضافه کرده اند.

پس از کتاب «منتخب»، این حدیث در کتاب «عوالم» آمده است. صاحب کتاب عوالم (شیخ عبدالله بحرانى) از شاگردان مرحوم علاّمه مجلسى و از علماى قرن دوازدهم است. در این کتاب براى این حدیث سندى ذکر کرده است که از جهاتى جاى تأمل دارد:

الف) سند این حدیث مطابق نسخه خطى موجود در کتابخانه یزد، در متن کتاب نبوده است، بلکه در حاشیه آن آمده است و خط آن نیز با خطّ متن که دست خطّ صاحب عوالم است، متفاوت مى باشد.

ب) برخى از افراد سلسله سند، حدود هشتاد سال با یکدیگر فاصله دارند که قاعدتاً یکى از آن ها نمى تواند از دیگرى نقل حدیث نماید.

ج) بعضى از افراد این سند در کتب رجالى توثیق نشده اند.

ولى از آنجا که محتواى حدیث اشکال خاصّى ندارد و بعضى از علما به قرائت آن اهمیّت مى دادند و با توجه به «احادیث من بلغ» مى توان آن را به «قصد رجا» و به امید برآورده شدن حاجات خواند.

یک: عرض کنم که خود ِ حقیر! یکباری خدمت نوه ی معظم مرحوم محدث قمی _که درود خدا بر پدر و پدر بزرگش باد و خودش را خداوند حفظ کند_ رسیدم؛ ایشان ضمن رد آن ادعای عدم ذکر مرحوم محدث در مفاتیح، تاکید کردند بر این که مفاتیح ِ خود محدث که نزدشان موجود است حاوی این حدیث است و آن ادعای مذکور سندیت ندارد و سپس به نامه های ابوی مرحومشان به آقای مکارم و … اشاره کردند که بماند.

دو: در بحث اسانید این حدیث، قطعا حقیر بسیار پایین تر از آن هستم که وارد واجرای برسی سند بشوم، لکن به ذکر سند این حدیث بسنده و نظر بزرگان و خبرگان فن را نقل می کنم.

این سند را حضرت آیت الله شیرازی نقل می کنند برای این روایت بدین ترتیب :

من جملة طرقی المذکورة ما أروی بها حدیث الکساء الشریف فإنی أرویه عن والدی عن الشیخ عباس القمی عن المیرزا حسین النوری
عن الشیخ مرتضی الأنصـاری
عن المولی أحمد النراقی
عن السید بحر العلوم
عن الوحید البهبهـانی
عن أبیه الشیخ محمد أکمل
عن المولی محمد باقر المجلسی
عن أبیه المولی محمد تقی المجلسی
عن الشیخ البهائی
عن أبیه الشیخ حسین بن عبد الصمد
عن الشهید الثانی
عن أحمد بن محمد بن خاتون
عن الشیخ عبد العالی الکرکی
عن علی بن هلال الجزائری
عن أحمد بن فهد الحلی
عن الشیخ علی بن خازن الحائری
عن ضیاء الدین علی بن الشهید الأول
عن أبیه محمد بن مکی العاملی
عن فخر المحققین
عن أبیه العلامة الحلی
عن خاله المحقق الحلی
عن ابن نما
عن محمد بن إدریس الحلی
عن ابن حمزة الطوسی
عن محمد بن شهر آشوب
عن الطبرسی صاحب الإحتجاج
عن الحسن بن محمد بن الحسن الطوسی
عن أبیه شیخ الطائفة
عن الشیخ المفید
عن الشیخ الصدوق
عن أبیه عن علی بن إبراهیم (حیلولة)
وعن ابن قولویه عن الشیخ الکلینی
عن علی بن ابراهیم
عن أبیه إبراهیم بن هاشم
عن أحمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی
عن القاسم بن یحیی الجلاء الکوفی
عن أبی بصیر عن أبان بن تغلب
عن جابر بن یزید الجعفی
عن جابر بن عبد الله الأنصاری رضوان الله تعالی علیهم جمیعاً
عن سیدتنا ومولاتنا الصدیقة الکبری فاطمه الزهراء سلام الله علیها بنت رسول الله صلی الله علیه وآله أنها قالت: دَخَلَ عَلَیَّ اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی بَعْضِ الْأَیَّامِ الی آخر الحدیث شریف.

همچنین بنگرید : نکاتی پیرامون حدیث کسا ؛ آیت الله میلانی (+)

اما خب، بعضا برخی از اساتید و بعضا از اهل تسنن در شخص جناب ابراهیم بن هاشم خرده گیری می کنند که برای اهل فن مدخل هایی از جناب ابراهیم بن هاشم در کتب معتبر رجالی شیعه نقل می شود :

وثاقة و اعتبار ابراهیم بن هاشم در کتب رجالی شیعه

قال النجاشی: وأصحابنا یقولون: أوّل من نشر حدیث الکوفیّین بقم هو. له کتب.  

رجال النجاشی:  ص 16 رقم 18 .

قال الطوسی: وأصحابنا یقولون: إنّه أوّل من نشر حدیث الکوفیّین بقم. له کتب.  

الفهرست للطوسی ص 4 رقم 6 .

أورده العلاّمة: فی القسم الأوّل وقال: «ولم أقف لأحد من أصحابنا على قول فی القدح فیه، ولا على تعدیله بالتنصیص والروایات عنه کثیرة، والأرجح قبول قوله».  

الخلاصة ص  4 رقم 9 .

أورده ابن داود: فی القسم الأوّل.  

رجال ابن داود ص 34 رقم 43 .

وقع فی أسناد تفسیر القمّی الذی شهد مؤلفه علی وثاقة رواته.  

تفسیر القمّی ج 1 ص 27 ، 28 ، 30 ، و … .

وقع فی أسناد کامل الزیارات شهد مؤلفه علی وثاقة من وقع فی أسانیده.  

کامل الزیارات ص 24 ح 1 .

أورده محمّد طه نجف فی الثقات وقال: ثقة، وسیأتی فی الحسان … .  

إتقان المقال ص  10 .

وقال أیضاً: الأقوى عندی وثاقته … لوجوه، أقربها تصریح ابنه على الثقة الجلیل بوثاقة مشایخه فی أوّل تفسیره ومن أکثرهم روایة أبوه.  

إتقان المقال ص 158 .

قال بحر العلوم: کثیر الروایة، واسع الطریق، سدید النقل، مقبول الحدیث، له کتب روى عنه أجلاّء الطائفة وثقاتها … ثمّ قال فی ص 462 : والأصحّ عندی أنّه ثقة، صحیح الحدیث.  

الفوائد الرجالیّة  ج 1 ص 439 .

قال المجلسی: ممدوح کصحیح. 

الوجیزة ص 146 رقم 53 .

قال المحدث النوری: عدَّ المشهور حدیثه حسناً وصرّح جمعٌ من المحقّقین بوثاقته وهو الحقّ … .  

مستدرک الوسائل ج  3 ص 551 .

قال المامقانی بعد نقل کلمات العلماء: فتلخّص من ذلک کلّه أنّ روایته من الصحیح بالاصطلاح المتأخّر أیضاً بلاریب ولاشبهة.  

تنقیح المقال ج  1 ص  42 رقم 226 .

قال السید الخوئی: لا ینبغی الشکّ فی وثاقة إبراهیم بن هاشم.  

معجم رجال الحدیث ج  1 ص 317 رقم 332 .

أورده سیّد بن طاوس فی کتابه وروى عن أمالی الصدوق روایة فی سندها إبراهیم بن هاشم ـ قائلاً ـ : رواة الحدیث ثقاة بالإتفاق.  

فلاح السائل ص  158 س11 .

قال التستری: ولفّق المصنّف  المامقانی .  فی توثیقه أموراً أحسنها قول إبنه فی أوّل تفسیره المعروف «ونحن ذاکرون ومخبرون بما إنتهى إلینا ورواه مشایخنا وثقاتنا عن الذین فرض اللّه طاعتهم» (تفسیر القمّی ج  1 ص4  )  وأبوه أکثر من روى عنه.  

قاموس الرجال ج  1 ص 337 رقم 236 .

اما جناب قاسم بن یحیی؛ عرض می شود که جناب قاسم بن یحیی که حضرت آیت الله ری شهری بدان اشکال کرده اند کسی است که مرحوم صدوق آن را توثیق کرده اند و اکثر روایات خود را از پدربزگش نقل می کند ، پس علی الظاهر بنا بر ادعای موافقان سند حدیث کسا؛ سقطی وجود ندارد ( به عنوان مثال رجوع کنید به اصول کافی ج 2 ص 155 ش 22 و  ج 3 ص 481 ش 2)

سوم: برخی گمان می کنند که آیت الله مکارم این حدیث را در مفاتیح خودش نیاورده، لکن ایشان این حدیث را با مقدمه مذکور که گذشت، در انتهای کتاب بعد از بحث خیرات برای اموات نقل می کنند.

نتیجه گیری: اصل حدیث کسا که از مسلمات شیعه و مکتب خلفاء است و در آن هیچ شکی نیست، لکن اشکالاتی مثل فوق بدان وارد می کنند که با مقدمات و پاسخ هایی که گذشت، برای حقیر اشکالات فوق مرتفع شده است …. 

پانویس:

من در این بررسی ها و ماجرا ها، در کمال احترام به اهل علم و پژوهش های علمی، نمی فهمم سود برخی حضرات در تشکیک در این نوع مسائل چیست؟ قرار است به چه برسیم؟ آیا این ها را در راستای زدودن خرافات از مکتب حقه مطرح می کنند که باید در معنای خرافه تجدید نظر کنند و اگر از باب پژوهش های علمی ست، آخر این چه پژوهشی ست که سالها اعتقاد و بنیان های فکری مردم را متزلزل می کند؟
برخی از دوستان ِ ناآگاه، اولیات دین را هم درک نکرده اند ….