کودکان ِ زیبای ِ سرزمینم

چند روز پیش، در معیت حاجاقا اشراقی، توفیق شرکت در یک جشن خیریه در شهرک غرب را داشتم.
فارغ از ارادت همه ی اقشار جامعه، حتی آن دسته ای که ما گمان نمی کنیم اهتمامی به این دست مسائل داشته باشند، ارادت ویژه ای ایشان به مرحوم امام راحل و بالتبع آن، بیت شریفش، محسوس و ملموس بود.
در اثنای این جشن، ک.ئکانی که که بر چسب ناتوانی جسمی و ذهنی را به دوش می کشیدند و بر اثر ناتوانی شعوری و احساسی ما، امروز از جامعه جدا افتاده اند، دو سرود را آماده کرده بودند و اجرا کردند.
اما در این میان، تلاش و زحمات ِ مربیان آنان یک طرف، تلاش و پشت کار و زحمت و امید داشتن و نا امید نشدن و دل بستن به کار و هدف داشتن اینان، طرف دیگر.

و به راستی میتوان نور امید را، در چمشان دخترکی که در ردیف دوم ایستاده بود ، و هرزگاهی، سرک می کشید و به من و حاج آقا نگاهی می انداخت، لبخندی می زد و مطمئن می شد که تمام حواسمان جمع اوست، دید!

شاید بتوان، انگیزه را در چشمان کودکی یافت که از نگرانی و استرس جمع، موقع سرود چشمانش را بست، اما انقدر تمرین کرده بود که چشم بسته می خواند و لبخند رضایت از خویشتن را، بعد از اتمام سرود، میشد بر لب هایش یافت.

اما عشق مادری را می توان در پاهای مادری دید که تمام وقت به افتخار تلاش کودکش سرپا ایستاد و با تمام وجود تشویقش می کرد.

اما انسانیت، این حلقه ی گمشده ی جامعه کنونی، همو که تمام بشریت برای یافتنش دویدند و برخی اندک فقط رسیدند، همو که پیامبر مهربانی ها ، دینش را بر پایه ی آن نهاد که به قول امام موسی صدر ( اعاده الله ان شا الله ) ؛ اسلام الانسان انسانیته …. 

در امتداد گلپور

نام رضا گلپور برای کسانی که در فضای سیاسی ایران نفس کشیده اند | آشناست. شنود اشباح، مشهور ترین اثر چاپ شده او که توانست با استفاده از فضای آزاد دوران اصطلاحات پا به بازار بگذارد | با اینکه جمع آوری شد | اما توانست خط جدید و محکمی را جهت استقرار فضای بد اخلاقی و کوبیدن میخ اخلاق غیر اسلامی در فضای سیاسی وقت | رقم بزند.

رئیس جمهور وقت، موسوی خوئینی ها، نخست وزیر دولت جنگ، سعید حجاریان و … نام های آشنایی بودند که توسط رضا گلپورچمرکوهی | یک جوان ِ متولد سال 56 | که در اواسط دولت اصلاحات، حدود بیست و خورده ای سن داشت |  مورد حمله قرار می گرفتند. اما نکته ی جالب آنجا بود که تیغ حملات گاهی آنقدر تند می شد که حسین شریعتمداری! | سردبیر روزنامه ی وزین کیهان! | با او دست به یقه شد تا آنجایی که خود نیز از حملات ِ بی مهابای آن جوان دور نماند و متهم به ارتباط با انگلیس | همان اتهام نام آشنایی که سالیان دراز ، مخالفان خود را بدان متهم می کرد | شد.

اما خب | سرعت تند رضا گلپور | باعث شد بالاخره پرش به پر دستگاه قضایی بگیرد و در این اثنا محکوم نیز شد | لکن خط ِ رضا گلپور ادامه یافت.

جریانی که دوستان ِ نادان ، افشاگرانه می خواندنش و دوستان ِ دانا، بی اخلاقی و اشتباه |  خاموش نشد و علم آن دست به دست چرخید تا رسید به دکتر عبدالرضا داوری! | این چهره ی نام آشنای جنبش های دانشجویی و پیوند خورده به تاریخ خبرگزاری ایسنا! |

اما در این گذران زمان | مختصات علمدار این جریان تغیراتی داشت | تغیراتی که خود مرهون رشد تکنولوژی و نگاه مردم بود. |

اما عبد الرضا داوری بر خلاف رضا گلپور | تحصیلات عالیه دارد | دانشگاه تهرانی است اما دکترایش علی الظاهر از بلاد کفر است | از پایتخت استکبار جهانی! | دکتر داوری دارای عناوین مختلف اجرایی هم بود | اما خود را در قامت یک خبرنگار آزاد و البته افشاگر همیشه حفظ کرد. |

فرق دیگر رضا گلپور با دکتر داوری را میتوان در رسانه داشتن دانست. | داوری مرد رسانه است | رسانه را می شناسد و کار کرده است. محتاط تر گام بر می دارد اما بالاخره گذر پوست به دباغ خانه می افتد | اتهاماتش به ناطق نوری و پسرانش کارش را به دادگاه کشاند که البته بعدا حلالیت طلبید و عذرخواهی کرد، کاری که هیچگاه گلپور نکرد.

اما در این زمان ِ کنونی| علمدار این جریان | یعنی رضا داوری | در حال تاخت و تاز است | کانال تلگرامی اش، فیسبوکش و دیگر رسانه هایش مواضع تندی را  سریعا منتشر می کنند و به حملات گسترده به هرکس! | هرکسی که مخالف ِ او و دولت محبوب و موفقش | یعنی دولت نهم و دهم و شخصیت مورد علاقه اش | همو که در کنار چه گوارا و دیگران قرارش میدهد ة یعنی دکتر محمود احمدی نژاد | ادامه میدهد.

|چگونه هزینه فعالیتهای “صادق خرازی”   از “صنعت خودروسازی” تامین میشود؟|

| سخنی با حجت الاسلام سیدحسن خمینی و هواداران شان! |

| هم افزایی BBC و هاشمی رفسنجانی در ایجاد مجمع “سقیفه بنی ساعده”! |

| روایتی از “خط نفوذ” در “بیوت مراجع” (پیرامون آیت الله العظمی موسوی اردبیلی) |

و … از عناوین آخرین حملات او علیه جریانی ست که او پازل خط نفوذ می داند و عامل استکبار جهانی برای مبارزه با انقلاب اسلامی!

آری… جریان خود عمار پنداری و اعطای شخصی مجوزات تاخت و تاز بر دیگران با مصونیت قضایی، انگار در فصل جدیدی قدم می گذارد به رهبری دکتر عبدالرضا داوری.

*در انصاف نیوز

بازگشت ِ انصاف

به نام او جل جلاله

باخبر شدیم که مراحل قانونی و مراتب اداری ِ بازگشایی یکی از سایت های خبری تحلیلی که ایامی، رسالت آگاهی بخشی بر جامعه را کامل می کرد و در ایامی که اخلاق ، از کلام و زبان سیاستمداران ِ ما ، دوری گزید ، جامعه هم از وجود این منبع ِ خبری محروم شده بود، از اتهاماتش تبرئه شده است و قرار است رجعت کند.

فارغ از آنچه در ایام بی انصافی بر انصاف نیوز گذشت ، تعدد رسانه های خبری متفاوت، با سلایق گوناگون و صد البته آزادی ِ در بیان افکار و اندیشه ها و مهم تر از آن ، آزادی انتشار اخبار و آنچه در جامعه می گذرد، به دور از سیاه نمایی و بد اخلاقی، در دنیای پر هیاهوی کنونی ، که قدرت از چکاندن ماشه ی تفنگ ، به دکمه ی انتشار مطلب انتقال یافته است، امری مهم و اجتناب ناپذیر است.

رسانه وظیفه اش فقط بازنشر اخبار نیست، رسانه کارش تحلیل است، رسانه کارش پرداختن به زوایای پنهان اخباری می باشد که در زیر چکمه های پروپاگاندای رسانه ای له می شوند و این منافع مردم است که در لابه لای ریگ های آسفالت، نهان می شود و از دست میرود.

اما انصاف، این حلقه ی گمشده ِ جامعه ی کنونی ما ، این دوای درمان ِ بیماری های اخلاقی ما، به سرنوشت داروهای نایاب دچار شده بود و جز از طریق ناصر خسروی رسانه ای، اینستاگرام و کانال تلگرام در دسترس ما نبود. اگر چه امسال حضور او ، به لطف وزارت فخیمه ارشاد، در نمایشگاه میسر شد.

حقیر هم که توفیق داشتم در ایام نمایشگاه ساعاتی را در غرفه اش حضور بهم رسانیده و با مردم، این اقلیت ِ مظلوم ، به گفت و گو پیرامون انصاف بنشینم.

انصاف نیوز اما هیچگاه مدعی رعایت کامل ِ انصاف نبوده و نیست، اما ، خود را گامی می داند در جهت بازگشت انصاف و عدالت و اخلاق که حق آن است اگر چه انسان دزد باشد، اما انصاف داشته باشد که حق آدمی را روا نباشد بی انصافی.

منقول است روزی دزدی در راهی ، بسته ای یافت که در آن اشیاء گرانبهایی یافت میشد و دعایی نیز پیوست آن بود . آن شخص تبهکار بسته را به صاحبش برگرداند . او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت : صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین ! اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ؛ آن وقت من ، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است . 

باشد که رسانه های ما، اگر روزی ، اسقلال خود را به چند سکه می فروشند و مدیون برخی جریان ها می شوند و حریت خود را به تاراج می گذارند ، حداقل منصف باشند و اعتماد مردم را نشانه نروند…

باشد که انصاف نیوز که دوران جدید خود را رقم خواهد زد، همچون اسمش، منصف باشد و از مسیر اخلاق دور نشود، ان شا الله

بت شکنی دعای ِ حریت

معمولا انسان های متشرع | آن دسته از انسان هایی که مُر شریعت را بر گردن خود می بینند و خود را پایبند به قوانین الهی می دانند | همان دسته ای که مقدس هستند و نه تنها برای حرام و حلال ِ خدا ، بلکه برای آنچه مکروهات نام گرفته و مستحبات البته! وقت می گذارند و مایه ی تقرب می دانند به جل جلاله | رعایت برخی مسائل را | همین دسته که اهل دعا و مناجات هستند و با مقاتیح شیخ عباس بزرگ می شوند و پای منابر جوانی می کنند و گرداگرد علمای شهرشان پرسه می زنند | برخی هاشان | مدام به دنبال دعا های خاص برای کسب فضائل اخلاقی و دوری از رذائل هستند.|

اما حریت و آزادگی جزو آن دسته از فضائل اخلاقی ست که دعایی برای آن در مفاتیج نداریم | جز حجت الاسلام و المسملمین سید محمود دعایی که در عصر ما زندگانی می کند.|
دعایی که در هفته ی گذشته باز بر بانگ آزادی نواخت ، زیر بار بدعت های غیر قانونی نرفت و گردن خود را در برابر تبر تحجر و خودکامگی | همان تبری که چندسالی ست کشور را به وضعی انداخته که اگر روندش متوقف نمی شد، خدا می داند چه بر سر ما می آمد | قرار داد. |

اما | بت شکنان در طول تاریخ | همان انسان های بزرگی هستند که روند تاریخ را تغییر دادند | از ابراهیم بت شکن | آن منادا دهنده ی آزادی بشریت و دعوت کننده به راه راستین سعادت گرفته تا خمینی بت شکن | همان سید روحانی که از قم ، مسیر حرکت نه تنها یک ملت | بلکه ملت هایی را تغییر داد و فریاد حق خواهی و اسلام گرایی را در جهان سر داد.|

اما | دعای حریت ِ زمانه ما | در هفته ی گذشته تبر ِ شکستن بت های کاذب و توهمات ِ منشعب از پروپاگاندای رسانه ای طیفی خاصی را بر دوش گذاشت  | و با تنها صلاحش! یعنی روزنامه ِ اطلاعات | همان که از سال 59 مدیریتش را بر عهده دارد | تبر را بالا برد و بر سر اهریمن ِ ممنوعیت تصویری و خبری ِ سید محمد خاتمی کوبید.|

پس یکشنبه صبح | همان اولین روز بعد از تعطیلات | مردم ِ سرزمینم را خواهی یافت آن هنگام که به ابتیاع این روزنامه | جهت حمایت از دعای حریت ِ زمانه ما | این بت شکن بزرگ رسانه ای | همت خواهند گمارد.|

ارتباط با آمریکا در حمایت از مستضعفین جهان

| یادداشت |

سید سبحان بطحایی، اینستاانصاف: فارغ از تمام دستاورد های سفر اخیر دکتر #روحانی به #نیوبورک که صدا و سیما بدان نپرداخت و طبق سنوات گذشته، دچار بی مهری شد، ماجرای دست دادن و روبه رو شدن دکتر #ظریف با آقای #اوباما، بسیار برجسته شد… .

فارغ از این که این رویداد اتفاقی یا غیرآن بوده باشد که از آن به کنایه در بخش های خبری صدا و سیما یاد شد، غرض ورزی های آشکار و تحمیل عقیده و نظر سیاسی ِ برخی جریان های خاص، در آن مشهود است.

به قول رییس جمهور #روحانی، عده ی قلیل پر سر و صدا، بر خلاف نظر سیاسی آحاد مردم که توسعه ی سیاست خارجی و بازکردن درهای کشور به سوی دول خارجی و … است، که این نظر را چه در پای صندوق های رای و چه در حمایت هایشان از توافق مهم هسته ای و … نشان داده اند، این عده تلاش می کنند تا با هم زدن مسائل گذشته و باز کردن برخی پرونده های جدید، مانع از گره گشایی سیاسی شوند.

این جریان سیاسی خاص که در صدد سرپوش گذاری روی ناکامی های خود در دوران ریاست جمهوری قبلی و انتخابات نود و دو است، ازین نکته ی مهم غافل است که مواجه شدن وزیر جمهوری اسلامی با رئیس جمهور ایالات متحده، نه تنها اساسا نمی تواند ضرری داشته باشد و خدشه‌ای به آرمان‌ها و ارزش‌های #جمهوری_اسلامی وارد کند، بلکه حاکی از بنیان های مسحکم فکری و بنیادی نظامی ست که بر پایه ی استکبار ستیزی و حمایت از مظلومین بنا شده ست.

مسئله رویارویی دکتر ظریف و آقای اوباما از این جهت می تواند ارزشمند باشد که جهانیان را متوجه این موضوع می کند که روحیه ی استکبار ستیزی و مبارزه با ظالم، هیچ منافاتی با #نرمش_قهرمانانه و ایجاد کانال های جدید جهت حمایت از مستضعفان جهان را ندارد.

ارتباط با آمریکا فارغ از تمام فرصت های مادی که کشور بدان نیازمند است، می تواند به تعدیل و عقب نشینی جریان استکبار جهانی بیانجامد و گام مهمی در حمایت از مستضعفان جهان باشد.

telegram.me/ensafnews

12