پول شهریه طلاب!

پول شهریه طلاب!

«سیدسبحان بطحایی»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی درباره ی شهریه طلاب و وضعیت مالی آنها نوشت:

چندروز پیش توئیتی را دیدم که دلم را سخت آزرد. آقایی به خانمی که همسر یکی از طلبه های فعال در فضای مجازی است، توهینی کرد که الحق و الانصاف ناجوانمردانه و در اوج بی اخلاقی بود.

capture3

نمی دانم شما چقدر با وضعیت طلاب آشنا هستید اما همینقدر به شما بگویم که آواز دهل شنیدن از دور خوش است. لکن بنا دارم تا اندکی به قدر مجال از وضعیت طلاب بنابر مشاهدات عینی بگویم تا شاید کمی در نگاه مان به انسان های اطرافمان تجدید نظر کنیم.

یک: ساعات درسی طلاب تمام وقت است. به این صورت که اغلب ساعت روز را مشغول درس خواندن هستند. لکن تلاش می کنم با آمار و ارقام، حدودی از این مساله را برای شما روشن سازم.

نظام درسی حوزه برای هر سال تحصیلی حدود ۴ درس اصلی در نظر می گیرد. اگر ساعت کلاس ها را به طور میانگین ۱ ساعت بدانیم + هر درس مباحثه + مطالعه ی آن درس و خلاصه نویسی و دیگر ملحقاتش به طور میانگین هر طلبه هر روز “فقط” برای دروس اصلی باید ۸ ساعت وقت بگذارد. این در کنار دروس جانبی و مطالعاتی است که نظام حوزه هر سال تعریف می کند و مطالعات آزاد و جانبی هر طلبه که در این ساعات لحاظ نشده است.

دروس حوزه های علمیه شنبه تا چهارشنبه و برخی حوزه ها تا پنج شنبه است اما ما حداقل را لحاظ می کنیم و ۵ روز را تعداد روزهای درسی می گیریم.

با توجه به اینکه اغلب حوزه ها چیزی تحت عنوان فرجه ندارند و امتحانات پیوسته است و سال از ابتدای شهریور یا نیمه ی آن شروع می شود ما هفت ماه را به عنوان سال تحصیلی باید در نظر بگیریم لکن از جهت اکتفا به حداقل ها، با تخفیف برای مخاطبان شش ماه لحاظ می کنیم.

نتیجه: شش ماه درسی برای طلاب در کمترین حالت و با تخفیفات چیزی حدود ۹۶۰ ساعت تحصیل به جز پنج شنبه و جمعه و مطالعات تابستانی و مطالعات آزاد و دروس جانبی نظام حوزه!

مدارک معادل حوزوی برای سطح دو، لیسانس یا کارشناسی محسوب می شود. اتمام سطح دو به طور میانگین برای هر طلبه حدود ۹ سال زمان می برد. یعنی هر طلبه در اخذ مدرک کارشناسی باید چیزی حدود ۸۶۴۰ ساعت کلاس برود!

این درحالی است که اخذ مدرک کارشناسی در دانشگاه بنابر مصوبه ی وزارت علوم نیازمند گذراندن حداکثر ۱۴۰ واحد درسی که هر واحد چیزی حدود ۱۶ الی ۱۷ ساعت است. پس هر دانشجو برای اخذ مدرک کارشناسی باید ۲۳۸۰ ساعت کلاس برود. این در حالی است که اغلب ما می دانیم تعطیلات کلاس ها و برداشتن درس با استاد و عدم شرکت در کلاس، ساعات کلاس ها حتی در بهترین دانشگاه های ایران نیز از چنین زمانی برخوردار نیست.

با یک جمع و تفریق ساده متوجه می شویم که هر طلبه برای اخذ مدرک کارشناسی باید حداقل (بدون در نظر گرفتن سایر مطالعات که گذشت) «۳٫۶ برابر» یک دانشجو درس بخواند.

این تاکید بر لحاظ نکردن سایر مطالعات با این مبنا است که خواننده گرامی می داند مطالعات جانبی در دروس حوزه از دروس اصلی مهم تر و بنیان طلبگی است.

دو: با این حجم از دروس و ساعت مطالعه، یک طلبه هرگز در کنار درس نمی تواند کار ثابت و معینی داشته باشد. مضافا بر اینکه جنس علوم اسلامی و انسانی نیز مانند مهندسی نیست تا کار اجرایی خاصی انتظار فارغ التحصیلان آن رشته باشد. اغلب کارها پژوهشی و با هزینه های بسیار کم انجام می شود.

اما شهریه ی طلاب بنا بر نقل از سایت روات حدیث در سال ۹۰ بدین شرح است؛

مقدمات مجرد: پنجاه هزار تومان
مقدمات معیل: نود و پنج هزار تومان
سطح یک مجرد: هشتاد و پنج هزار تومان
سطح یک معیل: صدو پنجاه و پنج هزار تومان
سطح دو مجرد: صد و ده هزار تومان
سطح دو معیل: دویست و ده هزار تومان
سطح سه مجرد: صدو پنجاه هزار تومان
سطح سه معیل: دویست و هشتاد هزار تومان.

حال اگر این مقدار شهریه از سال ۹۰ تاکنون دو برابر شده باشد که قطعا اینطور نیست و بنده به عنوان یک طلبه حاضرم گزارش تراکنش های حساب شهریه خودم و دوستان طلبه ام را در فضای مجازی منتشر کنم، با این حال شما تصور کنید یک طلبه چه منبع درآمد دیگری می تواند به غیر از این شهریه برای امرار معاش داشته باشد؟

مگر چند مسجد و شرکت و موسسه در قم و تهران و دیگر شهر برای اقامه نماز ظهر، نیاز به یک روحانی یا طلبه دارند و مگر چه مقدار حاضرند بابت رفت و آمد طلاب پرداخت کنند؟ (حقیر خود در مورد یکی از دوستان شاهدم که موسسه ای که برای نماز می رفت، از مجموع هزینه های رفت و آمد او نیز کمتر پرداخت می کرد.)

به غیر از اقامه نماز که بسیاری از طلاب نیز حاضر به دریافت کمک هزینه برای رفت و آمد نیز نیستند، هزینه های بسیار کمی بابت تبلیغات دینی صرفا در حد امرار معاش روزانه برای سفرهای تبلیغی از سوی موسسات اسلامی پرداخت می شود.

شاید در کنار اینها اگر طلبه ای اهل نوشتن باشد بتواند با نشریه یا مجموعه ای همکاری کند و کمک خرجی از این راه نیز باز کند.

سه: در همه ی نظام های آموزشی دنیا، نهادهای آموزشی برخی دانشجوهای خود را بورسیه می کنند تا به غیر از تحصیل و صرف وقت برای آن دانشگاه و اهداف آن موسسه، کار دیگری اتخاذ نکند. حال حوزه های علمیه از قدیم مبلغ ناچیزی که از منظر شما گذشت به طلاب خود می دهد تا کمی از بار فشار معیشت برای آنان کم کند.

چهار: قضاوت زود، بستر بروز بی اخلاقی است. اتکا به داده های اشتباه و تعمیم اقلیت بر اکثریت برای قضاوت و اتخاذ مواضع، امری مذموم و مصداق اتم بی اخلاقی است. امیدوار هستم تا همه ی ما خود را مزین به اخلاق انسانی و اسلامی نمائیم.

انتهای پیام

لینک در انصاف

درباره «آشتی ملی» | همدلی و هم زبانی

درباره «آشتی ملی» | همدلی و هم زبانی

«سیدسبحان بطحایی»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز در یادداشتی درباره ی پیشنهاد «آشتی ملی» نوشت:

«همدلی و هم زبانی» شاید می بایست یکی از مهمترین استراتژی های جمهوری اسلامی در سالهای منتهی به اتمام دهه سوم انقلاب باشد.

انقلابی که به قدر کافی فراز و نشیب های سیاسی و اجتماعی خود را در عرصه ی بین المللی و داخلی پشت سر گذاشته و به هزینه های مختلفی چون از دست دادن نیروهای ارزشمند خویش را متحمل شده است.

اما امروز که دولتی زمامداری امور را به دست گرفته که کمترین تنش را با طیف های مختلف سیاسی دارد و از نمایندگانی از احزاب مختلف، از موتلفه اسلامی و کارگزاران دولت نهم و دهم گرفته تا جبهه مشارکت اسلامی را در خود جای داده است و تاییدات رهبری معظم را نیز در کنار خویش حس می کند فرصت بسیار منتغمی است برای آشتی ملی.

راهپیمایی دیروز، در مقایسه با سال گذشته بسیار باشکوه تر به نظر می رسید که این مهم، محصول اراده ی جناح های مختلف سیاسی برای رسیدن به یک نقطه ی قابل مذاکره و گفت و گو است.

بسیار مایه ی خرسندی است اگر این وفاق منجر به آشتی ملی شود تا پایان سال نود و پنج شاهد حضور تمامی شخصیت های مختلف با سلایق متفاوت در حسینیه ی امام خمینی باشیم.

نباید فراموش کرد که دشمن از اتحاد مردم و نخبگان و در کنار هم قرارگرفتن جریانات اجتماعی و سیاسی بسیار بیشتر از موشک بالستیک می ترسد زیرا که نتیجه ی همدلی و هم زبانی بی سابقه ای را که ابتدای انقلاب و دهه ی شصت شکل گرفت را دیده است.

در دولت آیت الله خامنه ای و کابینه ی زمان جنگ، اگر چه اختلاف نظرهای بسیاری وجود داشت اما همه در زیر چتر امام راحل خدمت می کردند و کمتر کسی حاضر بود به حذف رقیب خویش تن دهد زیرا که ارزش نیروی انقلابی و مخلص درک و فهم می شد.

امیرالمومنین در توصیه ای می فرمایند:
“و علیکم بالتواصل و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع”، و بر شما باد به ارتباط و بذل و بخشش و دوری گزیدن از جدائی و پشت کردن به یکدیگر.

همچنین امام باقر در روایتی که در کافی نقل شده است بر اهمیت همدلی و همزبانی تاکید می کنند؛
“یا معشر المؤمنین تألفوا و تعاطفوا”، هان ای گروه مؤمنان، مأنوس و متحد باشید و به هم مهربانی کنید.

امیدوار هستم تا به قدوم مبارک مردمی که دیروز در کنار هم سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را جشن گرفتند، سال نود و پنج، سال پایان یافتن اختلافات سیاسی و اجتماعی و سکوی جهش بیش از پیش کشور در سال ۱۳۹۶ باشد.

عقیم سازی و چند لحظه تامل!

عقیم سازی و چند لحظه تامل!

«سیدسبحان بطحایی»، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز، در یادداشتی درباره ی موضوع عقیم سازی که چندی پیش مورد بحث هایی قرار گرفت، نوشت:

۱- مسئله ی عقیم سازی برخی اقشار جامعه، اگر چه مدت هاست که بدان پرداخته می شود لکن، با اظهار نظری از سوی معاون محترم رئیس جمهور و البته با خبرسازی و فریاد کشیدن برخی رسانه های منتقدِ با شناسنامهِ و با سواد و با اخلاق! مجددا نُقل محافل شد. آنچه در رسانه ها از قول خانم مولاوردی نَقل شده بود دلالتی بر اجرای این طرح ندارد و تصریح می کند که باید با انتخاب آن زنان صورت گیرد.

۲- بنا بر تعریف ویکی پدیا عقیم‌سازی (به انگلیسی: Sterilization) به روش‌های مختلفی گفته می‌شود که باعث می‌شوند شخص به طور دائم قدرت تولید مثل خود را از دست بدهد. به صورت عادی افراد زیادی در جامعه نابارور هستند و از جهت فرزند آوری دچار مشکل شده اند. لکن آنچه که اهمیت دارد و بدان کمتر پرداخته می شود مساله ی حق بارداری و فرزندآوری است.

اگرچه افراد نابارور به صورت خدادادی و یا بر اثر اتفاقی این فرصت را از دست داده اند، لکن گورخوابان یا هر قشر آسیب پذیر دیگری چون بقیه ی افراد می توانند از این حق بهره مند باشند.

عقیم سازی انسان ها، نه صرفا ناظر به وضعیت فعلی بلکه ناظر به آینده ی ایشان نیز هست. شما تصور بکنید افرادی را که اکنون از بیماری اعتیاد رنج می برند و شب ها در زیر پل صبح می کنند، این ها می توانند درمان شوند و به آغوش خانواده بر گردند در حالی که ما با عقیم سازی، حق بزرگی را از ایشان محروم می کنیم.

شاید بگوئید که این نتیجه ی اعمال آنان است لکن من پاسخ می دهم که مگر شما صاحب روز جزا هستید که می خواهید ایشان را مجازات کنید؟

عده ی دیگر معترض می شوند که این ها فرزندانی تحویل می دهند که چون خودشان است، اما من پاسخ می دهم که مگر شما فال بین هستید که آینده ی دیگران را پیش بینی می کنید؟

چه بسیار انسان هایی که از خانواده هایی بد، با سرنوشتی شوم، مزد و اجر تلاش خویش را می گیرند و زندگی سراسر موفقیت تشکیل می دهند.

به نظر نگارنده با پاک کردن صورت مساله به وسیله ی پاک کنی چون عقیم سازی، مشکلی حل نمی شود! مگر تمامی اینان از خانواده هایی چون خودشان متولد شده اند؟ بسیاری از ایشان از خانه هایی به زیر پل آمده اند که میانگین تحصیلی پدر و مادر و دیگر اعضا بالای فوق لیسانس است!

راه حل این مساله اما به نظر نگارنده نیز عقیم سازی است. اگر ما تمام هم و غم خویش را بر کندن فقر متمرکز کنیم و بر کوس فقرزدایی بکوبیم، می توانیم این معضلات را طوری عقیم کنیم که خاک ایران دیگر به خود فقر و گورخوابی و اعتیاد نبیند.

وظیفه ی حاکمیت اسلامی مبارزه ی با فقر و توزیع ِ راحت و بی دردسر مواد مخدر و کم کردن طلاق و تحکیم بنیان خانواده و ارتقای آموزش در کنار پرورش است نه مقطوع النسل کردن عده ای که نتیجه ی اشتباهات مدیریتی کارگزاران کشوری است. و اگر نبود اشتباهات و قصورات ما، قطعا امروز در همسایگی خود گورخوابان را نداشتیم.

۳- هنوز هم دیر نشده است، فرای حاکمیت هر کدام از ما می توانیم با همیاری و همکاری ان جی او های مختلف، یا تحرکات فردی به کمک اقشار آسیب دیده بشتابیم. شما تصور کنید مساجد هر محلی رسیدگی به چند نفر را به عهده بگیرند. موسسات خیریه به شناسایی اینان بپردازند آنگاه سطح شهر از این انسان ها پاک می شود و کارتن خوابی به خدمت و تولید و نیروی انسانی مفید تبدیل می شود.

هنوز هم دیر نشده است که ما می توانیم با پرداختن به خانواده هایی که مراحل پایانی سقوط را طی می کنند، خانواده را نگه داریم و از متلاشی شدنش جلوگیری کنیم. ما می توانیم هزاران کار مختلف کنیم تا قبل از آنی که تصاویر دیگری از گورخوابی را در شبکه های اجتماعی مان به اشتراک بگذاریم . فقط کافی است بدانیم ما هم باید کاری بکنیم…

انتهای پیام