مقدمه ی حلاج الاسرار

حلاج الاسرار را گشودیم که آن را کافی و وافی دیدیم از برای نگاشتن چشمدیداری که از زبان بر قلم می جوشند و بارالها از تو می خواهم این دفتر را نه از پی ی ناشایستی بل از پی ی چاره! برای زدودن پیخال های ظلم و تیرگی از خود و خویشتن در میان اندیشیده و توی ای آدمی! حلاج الاسرار را بی پرده خواهید یافت البت با زبان طنز و ادبیاتش را مغلق از برای تنوع و شیرینی ِ در کلام!
پیرامون نظرات و بازخوردان عوام! خواهم گفت؛ جمله ی نظرات را بر روی چشمانم خواهید یافت که بس منت است از جانب خوانندگان بر نویسنده ی سراپا تقصیر!
در باره ی آنچه در گذشته نوشته ام، تلاش می نمایم به گذر ایام در اینجا به یادگار بگذارم، لکن تاریخ انتشار آن را، همان که بود می گذارم و در نتیجه؛ تاریخ انتشار تمامی ِ مطالب صحیح است الا ما خرج بالدلیل فذکره. پس یادآوری می کنم که این دفتر را در اواخر ماه مرداد ماه سال نود و چهارم از سده ی 14 هجری شمسی در برج فلکی اسد، مطابق شوال سال سی و ششم از سده ی 15 قمری بنا نهادم که متع الله المسلمین به طول بقائه ان شا الله :).

اما آنگاه که تو سوال خواهی کرد در باره ی حلاج الاسرار ، تو را خواهم گفت کاونده ی دلهاست و یا دفتری که در آن حلاجی ی رازهاست مثلا!
البته این نام گذاری خود موافق سنتی ست از سنن نامگذاری قدما، چون محبوب الاولیا از سعدالدین حمویه یا مونس العشاق سهروردی!
اما خود ِ جناب حلاج، آن منادا دهنده ی معروف انا الحق و آن اعدام گشته به خال لب یار را از عرفای سده ی سوم یافتیم، زاده ی بیضای فارس لکن بزرگشده ی بصره و نام او را اینطور روایت کرده اند؛ شیخ حسین بن منصور بیضائی (قدس سره)

اما نامگذاری این دفتر بدان نام و انتخاب اینچنین تخلصی برای جناب حقیرمان! نه از سر ارادت به مکتب و شیوه ی عرفا که اگر هم آن بود، گزاف نبود، و نه از سر ارادت به فریاد اناالحق سر دادند و تبعا سر خود را بر بالای دار یافتند، لکن این نام گذاری از باب تقدیر است که گره خوردیم به چنان ادبیاتی و چنان شخصیتی ( قدس سره) پس بر خوانندگان است که از برچسب زدن و نیت خوانی ، این متاع فراوان ِ جامعه ی بیمار کنونی، پرهیز کرده و جز در مورد منصوص ِ صریح ِ حقیرمان، قضاوت نکنند بر این بی نوای فلک زده!
و ابوالحسن خرقانی را یافتم در تذکره الاولیا عطار که می گفت؛” کسانی را دیده ام که به تفسیر قرآن مشغول بوده اند. جوانمردان به تفسیر خویش مشغول بوده اند”

اما فی المجلس ، جهت تنویر افکار ِ افگار ِ مخاطبین، بشرح موجزی از عناوین این دفتر می پردازیم، باشد که هدایت شوند
کپشن: مایحتوی کپشن های ِنوشته شده در شبکه ی مجازی اینستاگرام که آنها را بس محدود خواهید یافت از برای فقدانشان!
یومیه: همان قلم فرسایی ست بس مدرن! لکن مختلط به اخلاط روزمرگی شده ست…! مزین به زمان است لکن شاید در آن محتوای فقید، فحوایی ارزشمند یافته شود که بعید است قطعا!
تنقید: نوشته جاتی ست بعضا کوتاه اما منتقدانه با نگاه به اطراف زندگی آدمیان برای گرامی داشت نقد! این گوهر مایه ی زندگی بشری!
سگالش: نوشته جاتی ست بس علمی! پرداخته می شود به علم و دانش این گوهر مایه ی زندگی بشری! لکن علمی نه به آن معنای مصطح ِ دانشگاهی! به معنای آنچه تراوشات فکری ست و از سرزمین اندیشه روییده است
چکامه: خزعبلاتی ست بس منظوم که در قرون جدیده آن را شعر! می نامند و بیشتر آن را شبیه “شِر” می یابی!
بازنشر: این دسته را در زیرمجموعه موضوعات دگر خواهی یافت به فراخور این که کسی بر روی عرض خدا که آن را واسع یافته ایم، حرفی بزند، از دل که بر دل نشیند و آن را حق یابیم ، پس خود را بی نیاز از دوباره نگاشتن می یابیم و از زمان دیگری حرفمان را می زنیم که همه ی ما از اوئیم و به سوی او باز می گردیم …
اکابر: این بخش را اختصاص دادیم به بزرگانی که از محضرشان بهره بردم و کماکان با ایشان در ارتباط هستم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *