سال نو ، طرح نو

گاهی اوقات کلا دست از نوشتن نمی توان کشید | ابومنصور گفت | آن هنگامی که مکرر تایپ می کرد | ابتدا در هامش | همو که شاید | شاید که اگر | اگر مدد بانو | فاطمه ی زهرا باشد | راه اندازی خواهد کرد | و بعد | به سراغ دفترش آمد | حلاج الاسرار | خواست تا از فکرش بگوید | خواست تا بگوید | سال نو بهانه ست | بهانه ای برای تغییر | برای اصلاح | اساسا تنه ی ابومنصور به اصلاح طلبان بیشتر خورده بود | تا محافظه کاران | در دبیرستان | که زمان او مکتب اعلی می خواندنش | دغدغه ی اصلاح داشت | بعدها | در حوزه ی علمیه نیز | بعد تر در یادداشت هایش | بعد تر در کارهایش | و قطعا در پروژه های فکری اش | خُب | خموش ای راوی | تا از برای مخاطبان ِ عسیسم! | به قول این جوانک های روغن به سر مالیده | از برنامه ام بگویم | بگویم که مصمم ام | امسال اگر جل جلاله اراده کند | اصلاح کنم | نه پیرایش از برای مو | بل | پیرایش از برای روح | ان شا الله …