یک تحلیل شخصی؛ مرحوم آیت الله هاشمی

یک تحلیل شخصی؛ مرحوم آیت الله هاشمی

هو الباقی

1- دیشب حوالی ساعت هفت بود شاید که درگیر یک بحث نیمه علمی در دفتر #انصاف بودم. تلفن زنگ خورد و خبر احتمالی فوت آیت الله برای اولین بار به گوشم رسید. از همان لحظه تا زمان نگارش این یادداشت فکرم مشغول آنچه باید نوشته شود بود.

حوالی یک سال پیش بود که در معیت جمعی از فضلا به دیدار آیت الله #هاشمی_رفسنجانی رفتم که البته با انتشار عکس های آن، کم درد سر برای ما ایجاد نشد لکن هیچگاه از پرداختن هزینه برای این مسئله اندوهگین نشدم.
آنچه برایم اهمیت داشت این بود که در مقابل مردی قرار گرفتم که به خاطر ندارم طرفدار یا حامی اش بوده باشم. از همان عنفوان جوانی و اشتغالات سیاسی، همیشه تفکر و گفتمان آیت الله هاشمی را در مقابل خویش می دیدم و البته در کنار جریانات محافظه کار نو یا سنتی!
اما در این بین همیشه تلاش کردم احترام و صدالبته ارزش مبارزات و مجاهدت های آیت الله را حفظ کنم. حتی همان هنگامی که برای خبرگان کاندیدا شد و او را از بسیاری دیگر اصلح برای حضور در آن مجمع مهم می دانستم. از بسیاری که برای انقلاب حتی یک کشیده نخورده بودند و قدمی نیز برنداشته بودند جز بعد از پیروزی و دوران ظفر! اتفاقا بعد از آن دیدار یک یادداشت کوتاه در حمایت از نقد و به چالش کشیدن عملکرد آیت الله داشتم که در انصاف منتشر شد.

2- #هاشمی_رفسنجانی به نظر من شخصیت آن چنان محبوبی نبود که بتواند موج های عظیم اجتماعی ایجاد کند لکن آنقدر در لایه های بالای حاکمیتی تاثیر گذار بود که هر موجی، ساحلی جز او پیدا نمی کرد.
شاید در ابتدای امر این کلام را نپذیرید و به آخرین انتخابات خبرگان استناد کنید اما معتقدم آن فردی که نفر اول تهران شد، شخص آیت الله هاشمی نبود. لیستی که در تهران بیشترین رای را آورد در دستان افرادی بود که به بسیاری از مسائل معترض و البته از هجمه های مختلف و بی انصافی ها ناراحت بودند.
گمان می کنم اگر به جای آیت الله هاشمی نام حسن روحانی یا حتی آیت الله شاه آبادی هم در ابتدای آن لیست بود، با آن حجم از تبلیغات منفی شاید رای اول تهران می شدند.
موید کلام من خواهید بود اگر شما هم خود را متعلق به اردوگاه خط امام بدانید و در خاطر مبارکتان رفتارها و کنش های سیاسی آیت الله در بعد از رحلت امام راحل را به خاطر بیاورید و نقش پررنگ اش را در به انزوا کشیدن برخی نیروهای انقلابی در اواسط دهه ی هفتاد را مرور کنید.

3- به قول محمد صابریان، از دوستان انصافی ما، اگرچه با او اختلاف نظر شدید داشتیم اما حقیقتا مصلح و نگران انقلاب بود و تاریخ نیز ثابت کرد که نگرانی هایش از برای انقلاب درست بود. آن هنگامی که از دغدغه هایش در سال 84 برای به قدرت رسیدن جریانی برایمان گفت و از خیال آسوده اش بعد از انتخابات 92. امثال من انتقادات زیادی به عملکرد آیت الله داشتند اما خدا را شاهد می گیرم هیچگاه قصد توهین و تخریب نداشته و از این بابت خیالم در دادگاه الهی راحت است.

4- دوران زندگی پر فراز و نشیب آیت الله اگرچه دیروز به فصل آخر خود رسید اما تاثیرات قریب به چهار دهه حضور ایشان در بالاترین سطح تصمیمات حاکمیتی همچنان ادامه خواهد داشت. تفکرات کارگزارانی و تکنوکراتی او در بین مدیران میانی کشور خواهد ماند و دیدگاه های شبه لیبرالی او ادامه پیدا خواهد کرد.
چه بخواهیم و چه نخواهیم ردای آیت الله هنوز هم مملو از نیرو های سیاسی مختلفی است که یا از ابتدا با او همسو بودند و یا بعدا بالاجبار همسو شدند.
حواشی زندگی خصوصی او هم ادامه خواهد داشت و هنوز عده ی گمان می کنند بسیاری از زمین ها و باغات و کارخانه جات متعلق به او و فرزندانش است. اتهامی که هیچگاه مورد بررسی قرار نگرفت و او، بزرگوارانه از آنها گذشت. البته که این اتهامات سکوی رسیدن به قدرت برای بسیاری از افراد نیز شد.

امیدوار هستیم که خداوند به پاس مجاهدت های بی دریغش در سالیان قبل از انقلاب و تلاش و کوشش برای آبادانی کشور بهشت برین را نصیبش گرداند.

@halajolasrar | حلاج الاسرار